X

آرشیف

بـخـــت واران

یار از پیشـــــم گریزان بود و است
روز من شــــام پریشان بود و است

روی طالع ام چــــــو دید رمال گفت
بخت تو در شام هجران  بود و است

فالــــــــــــبین و کف شـــنا سان دغا
از قدیم کذاب و شیطان بود و است

با رقیـــــــــــب هر چند مدارا میکنم
با من او دست و گریان بود و است

روز گار از کوشش مـــن خوب نشد
با غم و با غصه یکسان بود و است

شیخ گـــــــــــفت والله خـــیر الرازقین
راست گفت رزق اش فراوان بود است
 
 نوشته نذیر ظفر
 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب