آرشیف

2016-3-31

استاد غلام حیدر یگانه

برهه یی از دو دهه شعرِعبدالله اکبری

شعرهای «نعمت اندوه»، سرگردانی کابل، کویته و پیشاور را تا تهران و دلتنگی ی استانبول، را تا وین، کپنهاگ و لندن به خاطر دارند و مدت بیست و برهه یی از دو دهه شعر عبدالله اکبری را می سرایند.
در این دفتر، چهل و شش شعر که از سال 1373 خرشیدی تا 2013 ترسایی (تاریخ سرایش بخشی از اشعار ثبت نشده) نگارش یافته اند، گرد آمده و در آن بعلاوهء غزل، به مثنوی، دوبیتی و شعر سپید نیز دست می یابی. 
شاعر جهاندیده در این مجموعه، قلم را در همه سرزمین هایی که پا نهاده، بجولان آورده است. اگرچه وی در این سفر ناگزیر در دور دستها با نظایر آکویناس(ص81) و هابرماس(ص81)، صمیمانه دست داده و کامپیوتر، فیس بوک، وایبر، تویتر، آیفون شش(ص72)… را نیز در زبانش، خودمانی یافته است؛ ولی زاد بوم شاعر ـ جاغوری، بهسود، ارزگان وغزنی همچنان بی پیرایه، تار و پود ته لهجهء شعرش را می پرورند:
میده میده با اهالی شیفت و همرازش کنی (ص56)
درین دو روزه که دنیا قراری ست (ص44)
پریشان حال من، دردت به جانم (ص44)
خموش و خسته و اوگار باشم (ص67)… .
اکبری با چنین ترکیبی از جاغوری و بقیهء دنیا در صورت شعرش، مضمون را در فضای بازتری گسترده و صمیمانه، عشق، دلسوزی به همنوع و دلبستگی به سرنوشت میهن را در محورهای عمدهء عاطفه و اندیشهء خویش، بال و پر بخشیده است. 
«نعمت اندوه» را پارسال، نشر واژه در کابل در یکهزار نسخه، چاپ کرده است. و ظاهراً این نخستین مجموعهء شعر اکبری است؛ اما کاملاً مصداق این گفتهء پرمعنا: «کاری که خوب، شروع شده، در واقع، نیمه اش انجام شده است».
مقدور نیست همه پرداخته هایی را که در «نعمت اندوه» بیشتر می پسندم، در سینهء تنگ «فیس بوک» جا دهم؛ لکن «هم بقدر تشنگی»، پاری از شعر «کشف»(ص72) را با این کوزه می کشم: 

گمگشته را از پیرهن سینه دوزش باید شناخت
و نشانی آن را از تارهای سوزن کابل باید گرفت
در روزهای این شهر، شامی را باید جستجو کرد
که خون پای عروسانش از هر ناکجا بیرون می جهد!
بیرون…
بیرون تا قهوه خانه های دوبی و دهلی
بیرون تا مرزهای بلغارستان و یونان
دوربین های هوتل های زنجیره ای هیلتون در استانبول
نیز عکس های پیراهن های دوخت کابل را
در حافظه ثبت کرده است
کابل!
دلت هیچ گاه این قدر گرفته نبود

(پایان)