آرشیف

2014-12-3

rmobin

برنامه قومی زیر نام برنامه ملی !

بسم الله الرحمان الرحیم

مطلب را که مینویسم برایم تعصبی نیست، بلکه تعجبی است !
از اواسط سال 1392 الی اواسط سال 1393 هـ.ش. – یکی از عجایب دنیا توسط متفکرین افغانستانی کشف شد که انتخابات ریاست جمهوری نام دارد و ملقب به حکومت وحدت ملی میباشد. خارجی ها گاهی این انتخابات را بوجود آورنده ی وحدت ملی و گاهی هم حکومت ایتلافی مینامند و افغانستانی ها نیز منتظر این هستند که باشد همه ی ملت به زیر یک چتر وحدت و همدلی به نام حکومت وحدت ملی روان و سهیم باشند. 
اما، من کاملا وارونه مینگرم، به این منظور که این انتخابات نه ملی است و نه هم ایتلافی بلکه قومی است و اقلیت کشی. تمام اتباع کشور چه از اقلیت های قوی و چه از اقلیت ها ضعیف باید بدانند که نه داکتر عبدالله عبدالله و نه داکتر اشرف غنی احمدزی دستگیر و یاور ایشان اند و نه هم آنقدر ساده و بیکار هستند که بخاطر اقلیت های قومی سریر قدرت و مسند حکومت را به اینها بدهند. درین شرایط نیاز به همچون سخره شکنان و مردان بزرگی چون شهید امیر حبیب الله کلکانی متخلص به خادم الله و مشهور به بچه ی سقاو، شهید عبدالخالق مشهور به خالق هزاره، شهید پروفیسور استاد برهان الدین ربانی ملقب به شهید صلح، شهید احمد شاه مسعود مشهور به شیر پنجشیر و ملقب به قهرمان ملی و شهید عبدالعلی مزاری مشهور به بابه مزاری احساس میشود که قد علم کرده و هویت خویش را از نشانی و وجود خود برای ملت و جهان نشان دهند. 
با ایجاد حکومت مستقلی به نام افغانستان و تغییر خراسان به این نام قبیله ی توسط احمد شاه ابدالی مشهور به احمد شاه بابا، دیگر آن امپراطوری های جهان گشاه و جهان تسخیر چون سامانیان، یفتالی ها، غزنوی ها، غوری ها، تیموری ها و … از بین رفت و همه ی باقیماندگان این مردان بزرگ تحت عنوان اقلیت ها محدود شدند و تا اینکه عقاب های هندوکش بار دیگر بخاطر نابسامانی ها و نسل کشی ها سربلند کردند و تا جایی که امکان داشت از محیط، خانه و کاشانه ی خویش مردانه وار دفاع نمودند و مجددا نام نیاکان و اسلاف خویش را روشن ساختند و قهرمانانه رزمیدند. 
بعد از سقوط ژریم طالبان به یادی "من" این سومین دور انتخابات است که تجربه میکنیم، در دور اول انتخابات ریاست جمهوری بعد از به اتمام رسیدن دوره ی انتقالی بوی مردان بزرگ در دلها و سینه ها جاری بود و از هر عشیره و قبلیه ی کشور توانستند که به پست نفر اول مملکت خود را کاندید نمایند و هویت خویش را به معرفی بگذارند. در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نیز بوی آزادی و آزاد منشی محسوس بود ولی درین دور انتخابات ریاست جمهوری (طولانی ترین انتخابات کشف شده) دیگر آن شیمه و نیروی آزادگی و آزاد فکری از بین رفته و تنها یک قوم نفر اول است و دیگر قوم ها مثل اینکه درجه های دوم و سوم را از ازل به دلهای خویش مهر و لاک کرده باشند، خاموشند، مسکوتند و صامت. 
در انتخابات ریاست جمهوری سال 1393 – مبارزه بر سر اورنگ پادشاهی و افرنگ قدرت نشینی بین قبیله ی غلجایی و بارکزایی جریان دارد. دیگر اقلیت های بزرگ و کوچک قومی از تاجیک، هزاره، ازبک، ایماق، ترکمن، بلوچ و … دو پسر عمو را به میدان نبرد و قدرت طلبی کشانیده و خود را تماشاگر کردند که این خود نشان دهنده ی عدم آزادگی، عدم مردانگی، عدم ایستادگی و امیدواری است. 
داکتر اشرف غنی احمدزی رییس جمهور آینده ی کشور است و طبق تعاملات و زدوبند های سیاسی داکتر عبدالله عبدالله نیز رییس اجراییه یا همان موقف که در بین نخست وزیر و وزیر مشاور ارشد دست و پنجه نرم میکند نصب خواهد شد. یعنی کسانیکه قشر دوم ملت و حکومت خود را حساب داشتند و دارند دیگر به ردیف هفتم و هشتم جاه دارند که نهایت تاسف آور و نامید کننده است. 
نفس انتخابات به معنی امتحان است، امتحان نیز دارای دو نتایج میباشد – مثبت و منفی یا ساده تر نگاشته شود کامیاب (برنده) و ناکام (بازنده). حداقل در هر نوع امتحان و رقابتی دو نفر ضروری و لازم است و این همه پرواضح است که تنها یک نفر انتخاب میشود. حالا اینکه شخص بعدی ناکام میشود، به این معنی نیست که از قافله ی انسانیت و بشریت بیرون شود و به یاس و نامیدی ابد مبدل گردد. داکتر عبدالطیف پدرام، محمد یونس قانونی، داکتر رمضان بشردوست، مولانا عبدالقادر امامی غوری و … از زُمره ی کسانی بودند که دوره ی انتخاب بودن خویش را گذراندند که باید برای شان بخاطر این شجاعت و نیت قدرت طلبی و آزاد انگاری تمجید کرد. اما، افسوس و حسرتا که درین انتخابات همه لال و ملال شدند و کسی نبود که در بین 12 – 8 بهترین کاندیدای ریاست جمهوری به جز یک ایل و طایفه به چشم دیده شود. 
میدانم که خواننده ی گرامی از هر تیره و تباری که باشد با مطالعه ی این مقاله نظر منفی و مثبت خویش را مینویسد. پیشنهاد میکنم که نظریات و دیدگاه های خویش را وسیع تر از آنچه که درین متن میبینید داشته باشید و برای همه ی انسان های روی زمین حق احترام و مشاغل قایل شوید. من که به انترنت دسترسی دارم، کم و بیش به کامپیوتر بلدیت دارم و میتوانم که دیدگاه های شخصی ام را به نشر برسانم، برای همه ی ملت و مردم نیز این حق را باید بدهم که میتوانند از من و من های دیگر بلند همت تر، مستعد تر و مثبت تر بیندیشند. 

باحرمت
غلام رسول مبین
25 سنبله 1393 هـ.ش.
شهر چغچران، غور