آرشیف
بدخشان؛ از حاشیه امن تا کانون بحران امنیتی و سیاسی
علم عبدالقدیر
مقدمه: تحولات اخیر در ولسوالی یفتل بدخشان، صرفاً یک رویداد امنیتی محدود نیست، بلکه نشانهای از تغییر تدریجی معادلات قدرت در یکی از مهمترین ولایات شمالشرق افغانستان است. بدخشانی که در سالهای نخست حاکمیت طالبان بهعنوان یکی از امنترین و باثباتترین مناطق تحت کنترل این گروه شناخته میشد، اکنون به یکی از پیچیدهترین چالشهای امنیتی و سیاسی برای امارت طالبان تبدیل شده است. افزایش حملات مخالفان، گسترش نارضایتیهای مردمی و تشدید شکافهای درونساختاری طالبان، این ولایت را به یکی از حساسترین جبهات آینده افغانستان تبدیل کرده است.
ریشههای نارضایتی؛ فراتر از مسائل امنیتی
برخلاف روایت رسمی طالبان که ناامنیهای بدخشان را عمدتاً به «دخالت خارجی» و حمایت کشورهای منطقه از مخالفان نسبت میدهد، واقعیتهای میدانی نشان میدهد که بخش عمده بحران، ریشه در عوامل داخلی دارد. سیاستهای انحصارگرایانه، تمرکز قدرت در کابل و قندهار، کاهش نقش فرماندهان و نخبگان بومی، حضور گسترده نیروهای غیربومی در ساختار امنیتی و اداری، و نحوه مدیریت معادن و منابع طبیعی، احساس محرومیت و بیعدالتی را در میان بخشی از جامعه محلی افزایش داده است.
در کنار این عوامل، ممنوعیت کشت کوکنار بدون ایجاد جایگزین اقتصادی، فشار مضاعفی بر معیشت بسیاری از خانوادهها وارد کرده است. محدودیتهای گسترده در عرصه آموزش، اشتغال، آزادیهای اجتماعی و مشارکت سیاسی نیز شکاف میان حکومت طالبان و جامعه محلی را عمیقتر ساخته است. این مجموعه عوامل سبب شده است که زمینه اجتماعی برای فعالیت گروههای مخالف بیش از گذشته فراهم شود.
اهمیت راهبردی بدخشان
بدخشان از نظر جغرافیایی، یکی از پیچیدهترین مناطق افغانستان است. کوهستانهای صعبالعبور، مرزهای طولانی با تاجیکستان، چین و پاکستان، و مسیرهای ارتباطی به نورستان، لغمان و چترال، این ولایت را به منطقهای مناسب برای جنگهای چریکی تبدیل کرده است. به همین دلیل، جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی افغانستان تلاش کردهاند حضور خود را در این ولایت گسترش دهند و مسیرهای لجستیکی تازهای ایجاد کنند.
در مقابل، طالبان نیز با اعزام نیروهای بیشتر و ایجاد تشکیلات نظامی جدید، در تلاش برای مهار اوضاع هستند. اما تجربه چهار دهه جنگ در افغانستان نشان داده است که راهحل صرفاً نظامی، بدون رسیدگی به ریشههای سیاسی و اجتماعی بحران، نمیتواند ثبات پایدار ایجاد کند.
چالش طالبان؛ بحران اعتماد در میان نیروهای بومی
یکی از پیچیدهترین مشکلات طالبان در بدخشان، وضعیت فرماندهان بومی این گروه است. آنان از یک سو موظف به اجرای سیاستهای سختگیرانه رهبری طالبان هستند و از سوی دیگر، با جامعهای روبهرو هستند که بخش بزرگی از آن را همولایتیها، خویشاوندان و همقبیلههای خودشان تشکیل میدهند.
ادامه برخوردهای سخت ممکن است فاصله میان طالبان محلی و مردم را افزایش دهد و زمینه جذب نیرو برای مخالفان را فراهم سازد. در مقابل، هرگونه انعطاف در برابر مطالبات محلی نیز میتواند این فرماندهان را در برابر رهبری مرکزی طالبان آسیبپذیر کند. این وضعیت، نوعی تعارض میان الزامات امنیتی و واقعیتهای اجتماعی ایجاد کرده است.
فرصت مخالفان؛ اما بدون انسجام راهبردی
با وجود افزایش فشار بر طالبان در برخی مناطق، مخالفان مسلح نیز با چالشهای جدی روبهرو هستند. مهمترین ضعف آنان، فقدان یک رهبری واحد، استراتژی مشترک و ساختار فرماندهی منسجم است.
جبهه مقاومت ملی، جبهه آزادی افغانستان و سایر گروههای مخالف، هرچند در مخالفت با طالبان اشتراک نظر دارند، اما تاکنون نتوانستهاند بر سر یک برنامه سیاسی جامع، ساختار فرماندهی واحد و اهداف مشترک به توافق برسند. اختلاف در اولویتها، محدودیت منابع، پراکندگی جغرافیایی و نبود هماهنگی عملیاتی، باعث شده است که بسیاری از حملات آنان بیشتر جنبه تاکتیکی داشته باشد تا بخشی از یک راهبرد ملی برای تغییر موازنه قدرت.
علاوه بر این، مخالفان هنوز نتوانستهاند اعتماد کامل بخش بزرگی از جامعه افغانستان را برای دوران پس از طالبان جلب کنند. نبود چشمانداز روشن درباره نظام سیاسی آینده، شیوه تقسیم قدرت، رابطه با اقوام مختلف و برنامه اقتصادی، از جمله پرسشهایی است که همچنان بیپاسخ مانده است. از همین رو، هرچند افزایش نارضایتی عمومی میتواند فضای مساعدی برای فعالیت آنان ایجاد کند، اما این نارضایتی لزوماً به حمایت سازمانیافته از مخالفان تبدیل نخواهد شد.
آینده بحران
بدخشان امروز در نقطهای قرار گرفته است که میتواند بر روند تحولات امنیتی افغانستان تأثیر قابل توجهی بگذارد. اگر طالبان نتوانند با اصلاح سیاستهای داخلی، افزایش مشارکت سیاسی، مدیریت عادلانه منابع، کاهش شکاف میان نیروهای بومی و غیربومی و پاسخگویی به مطالبات اجتماعی، اعتماد عمومی را بازسازی کنند، احتمال گسترش ناامنی در این ولایت افزایش خواهد یافت.
در مقابل، مخالفان طالبان نیز تا زمانی که از بحران رهبری، پراکندگی سیاسی و نبود استراتژی مشترک عبور نکنند، بعید است بتوانند نارضایتیهای موجود را به یک حرکت منسجم و تعیینکننده در سطح ملی تبدیل کنند.
در نتیجه، آینده بدخشان نه تنها به نحوه مدیریت بحران از سوی طالبان، بلکه به توانایی مخالفان در ایجاد انسجام سیاسی، ارائه یک آلترناتیو قابل اعتماد و سازماندهی مؤثر بستگی خواهد داشت. تا زمانی که هیچیک از دو طرف نتوانند این کاستیهای بنیادین را برطرف کنند، احتمالاً افغانستان همچنان شاهد تداوم یک جنگ فرسایشی، پراکنده و کمدامنه خواهد بود؛ جنگی که بیشترین هزینه آن را مردم عادی خواهند پرداخت.
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور