آرشیف

2020-5-18

rmobin

بحثِ ایماق با یک داعیه دارِ ایماق !

درین روزها بحثِ "تبارِ" ایماق به رسانه ها به خصوص فیسبوک (رخنامه) ودیگر رسانه های اجتماعیِ قابل دسترس بالا گرفته است و این بحث روز به روز در غور بیشتر داغ و آفتابی میشود. کسانیکه کتابِ قطور "شناسنامه ی غور" را نوشتند و به ویژه نفرهای دست اول آن سعی و تلاش های فراوانی ورزیده اند که غوری ها را مطلق تاجیک بدانند، در حالیکه برادرانِ پشتونِ ما هنوز غوری ها را پشتون میدانند و آنهم متعلق به قومِ هوتک و این موضوع را حتا عبدالحی مطیین در کتابش "ملا عمر، طالبان و افغانستان" غوری ها را مطلق به هوتکی ها پشتون میداند و اولین حکمروایی پشتون ها را از غور میداند. بحث های رو در رویی که با بعضی برادرانِ پشتون گهگاهی داشتم، ایشان همیش امیر کرور را پشتون میدانند و لفظ واژه یی کرور را نیز پشتون میدانند که معنی مستحکم و قوی است ولی من باورم چیزی دیگریست و باری در فیسبوک نیز نگاشته بودم که واژه یی "کرور" پشتون نه بلکه عربی است. اینکه میگوییم حیدرِ کرار، امیر کرور هم عین معنی را افاده میکند. 
بهرحال، یک نشستم را با یک بزرگِ ایماق که خودش را دعیه داری ایماق های افغانستان میداند؛ به قرار ذیل مینگارم:
در ماه عقربِ سال 1397 هـ.ش. به کابل بودم. گرچند من به سیاسیون و بزرگان که به کابل مقیم اند، اصلا ارتباط ندارم. ولی، به نامِ فضل کریم ایماق از زمان جنگ و مقاومت به رهبریت قهرمان ملی کشور احمد شاه مسعود با طالبان آشنا بودم. وی در آن دوران به غور زیاد میآمد و برای غوری ها (مجاهدین غور) رهبری جنگ، مقابله و مقاومت را راهنمایی میکرد و بزرگانِ جهادی غور وی را کاکا میگفتند، یعنی که لقب (کاکا) را غوریها به وی بگونه شفاهی عطا کرده بودند و این نشات میگرفت از آن روی که وی مربوط به تبارِ "ایماق" است و غوری ها نیز خود را ایماق قلم داد میکردند.
همراه با عبدالظاهر خالقیار یک بعد از ظهری رفتیم به خانه ی محترم فضل کریم ایماق واقع به تیمنی کابل. ما را به حویلی و بعد به داخلِ اتاق راهنمایی کردند که در آنجا وی بود. بعد از احوال پرسی و چند دقیقه صحبت و حرف های آقای خالقیار که وی بیشتر با آقای ایماق ارتباط و مراوده داشت، از غور، این طرف و آن طرف صحبت کردیم.
اقای ایماق یک کتاب را مطالعه میکرد به نام "جهاد ملت بخارا" ازینکه بنده خیلی به کتاب و خوانش کتاب مایلم، کنجکاو شدم و از نامش دریافت که نویسنده اش، اگر درست یادم باشد" جمشید شعله"؟ بود. این کتاب به یک مجلدِ قطور و کُلُفت تنظیم شده بود. به صفحاتِ میانینِ این کتاب موضوع ایماق ذکر شده بود. آقای فضل الکریم ایماق بعد از معرفی مرا کامل شناخت بخاطر شناختِ کاملِ که از پدرم و پدر کلانم داشت. آقای ایماق روی موضوع "ایماق" چند مطلب را تذکر دادند که اینک آنچه به حافظه ام باقیست درینجا درج میکنم:

  1. آقای ایماق گفت: وقتیکه در دوران جهاد و مقاومت همراه با احمد شاه مسعود منحیث یک ایماق به کنارش بود، برایش قهرمان ملی گفتم که بعد از شما من نمیتوانم با اینها (تاجیک هایت) گزاره کنم؟ ادامه دارد…
  2. موصوف گفت: روزی سفیر ترکیه با من دیدار داشت و برایم گفت که: راجع به ایماق های افغانستان نظرت چیست. آیا اینها ترک اند؟ وی میخواست که من به رسانه ها ظاهر شوم و ایماق ها را ترک بگویم که برای وی یک دلیل باشد ویا اینکه مقاله یی بنویسم که ایماق های افغانستان را متعلق به "ترک ها" بدانم، ولی من قبول نکردم. بنابر دلایل و اوضاعِ جاریِ سیاسی و اجتماعی کشور.
  3. من (فضل کریم ایماق) اسم ایماق را به سرود ملی کشور و قانون اساسی جای دادم ولی گام سومی مربوط به شما میشود که آنرا به تذکره های خویش به معرفی بگذارید. وی یک مثالِ از فیرِ سلاح های هوایی/فضا پیما ویا سفینه ها نیز یادآور شد. گفت: سفینه ها بعد از حرکتِ از زمین سه نوع جهش میپیمایند. حالا من هم دو گام ویا حرکتِ ایماق را که همانا درجِ آن به سرودملی و قانون اساسی باشد را انجام دادم ولی جهشِ ویا شناختِ سومی و نهایی آن که همانا درج به شناسنامه های برخی باشد را شما جوان ها انجام دهید.
  4. اگر درست یادم باشد به آن کتاب بحث مفصلِ راجع به ایماق ها وجود دارد. من استدلال کردم که ایماق صاحب: تا جاییکه من کم و بیش مطالعه دارم به اکثریت منابع غوری ها را چهار ایماق میگویند یعنی تیمنی، فیروزکوه، جمشیدی و سوری و ایماق ها را ترک گفته اند. حالا شما کدام یک را قبول میکنید و شما مربوط به کدام ایماق ها هستید؟ موصوف بلادرنگ گفت: من خود را از جمله ایماق های فیروزکوهی غور میدانم و در اصل من از شاخه ایماق های فیروزکوهی غور هستم.

درین بحث فقط ما سه نفر (خودم، عبدالظاهر خالقیار و فضل کریم ایماق) به خانه اش حضور داشتیم که حتا نفرِ چهارم حضور فیزیکی نداشت. شاید دو یا سه ساعت با وی بودیم و بعد منزل وی را ترک کردیم.
 
بااحترام
غلام رسول مبین
غور، شهر چغچران
28 ثور 1399 مطابق به 23 رمضان 1441