آرشیف
بازگشت آتش به دامان اسلامآباد؛ پیامدهای سیاستهای منطقهای پاکستان در قبال افغانستان
محمد عرفانی
بسمهتعالی
تحولات امروز در روابط میان پاکستان و افغانستان، بهویژه درگیریهای مرزی، حملات متقابل و بمباران مناطق مرزی، نشان میدهد که سیاست چند دهه گذشته اسلامآباد در قبال افغانستان اکنون وارد مرحلهای تازه و پیچیده شده است. کشوری که سالها از گروههای مسلح بهعنوان ابزار سیاست خارجی و اهرم فشار ژئوپلیتیکی استفاده میکرد، امروز با پیامدهای همان سیاستها در درون مرزهای خود روبهرو شده است.
از «عمق راهبردی» تا «بازگشت تهدید»
سیاست «عمق راهبردی» که از دهه ۱۹۸۰ در دستگاه امنیتی پاکستان شکل گرفت، مبتنی بر این تصور بود که افغانستان باید به حوزه نفوذ اسلامآباد تبدیل شود تا در رقابت با هند، پشتجبههای امن فراهم آید. در همین چارچوب، حمایت از مجاهدین و سپس حمایت سازمانیافته از طالبان در دهه ۱۹۹۰ و پس از آن، بخشی از این راهبرد به شمار میرفت.
پس از سقوط کابل در سال ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان به قدرت، بسیاری در پاکستان گمان میکردند که به هدف دیرینه خود دست یافتهاند؛ یعنی استقرار حکومتی همسو در کابل. اما واقعیتهای میدانی بهتدریج نشان داد که رابطه میان حامی و نیروی مورد حمایت، همواره تابع منافع متغیر است و نه وفاداری مطلق.
تنشهای مرزی و بمباران متقابل
در سالهای اخیر، روابط میان دولت پاکستان و حاکمان فعلی کابل دچار تنش شده است. اسلامآباد بارها مدعی شده که گروههای ضد پاکستانی، بهویژه تحریک طالبان پاکستان، از خاک افغانستان علیه این کشور عملیات انجام میدهند. در مقابل، کابل نیز حملات هوایی و توپخانهای پاکستان به مناطق مرزی افغانستان را نقض حاکمیت ملی خود دانسته است.
وقوع بمبارانهای متقابل و درگیریهای مرزی، نماد آشکار شکاف در روابط دو طرف است؛ روابطی که زمانی بر پایه حمایت امنیتی و همپوشانی منافع تعریف میشد. اکنون همان شبکههای ایدئولوژیک و نظامی که در دهههای گذشته در مدارس و اردوگاههای مرزی پرورش یافتند، به عامل بیثباتی در داخل پاکستان تبدیل شدهاند.
«زاییده خود»؛ بازگشت سیاست ابزارگرایانه
واقعیت این است که سیاست پرورش و حمایت از گروههای افراطی، هرچند در کوتاهمدت میتواند اهداف تاکتیکی را تأمین کند، اما در بلندمدت پیامدهای پیشبینیناپذیر و گاه فاجعهبار به همراه دارد. گروههایی که با هدف تأمین منافع ژئوپلیتیکی ایجاد یا تقویت میشوند، پس از تثبیت قدرت و هویت مستقل، لزوماً در چارچوب خواست حامی اولیه خود باقی نمیمانند.
امروز شکاف میان دولت پاکستان و برخی گروههای همسو با طالبان، نشانه همین دگردیسی است. آنچه زمانی «ابزار فشار منطقهای» تلقی میشد، اکنون به تهدیدی امنیتی در داخل خاک پاکستان بدل شده است. حملات انتحاری، ناامنی در مناطق قبایلی و تشدید عملیات نظامی در ایالتهای مرزی، گویای بازگشت همان آتش به درون خانه است.
گسست اعتماد و پیچیدگیهای نوین روابط کابل–اسلامآباد
اگر در گذشته رابطه طالبان و پاکستان بر محور همکاری امنیتی تعریف میشد، امروز نوعی بیاعتمادی متقابل در حال شکلگیری است. طالبان که اکنون خود را دولت حاکم در کابل میدانند، مایل نیستند بهعنوان نیروی نیابتی یا تابع سیاستهای خارجی شناخته شوند. از سوی دیگر، پاکستان انتظار دارد که حکومت کابل مانع فعالیت گروههای ضد پاکستانی در خاک افغانستان شود.
این شکاف انتظارات، زمینهساز درگیریهای لفظی و نظامی شده است. اخراج گسترده مهاجران افغان از پاکستان، تشدید کنترلهای مرزی و حملات هوایی به مناطق شرقی افغانستان، همگی نشاندهنده تغییر لحن و رویکرد اسلامآباد است. در مقابل، مقامات کابل نیز این اقدامات را تجاوز به حاکمیت ملی خود تلقی کردهاند.
پیامدهای داخلی برای پاکستان
سیاست حمایت از گروههای جهادی در دهههای گذشته، تنها به افغانستان محدود نماند، بلکه ساختار اجتماعی و امنیتی خود پاکستان را نیز تحت تأثیر قرار داد. گسترش مدارس دینی افراطگرا، تسلیح گروههای شبهنظامی و تقویت شبکههای ایدئولوژیک، به تدریج فضایی ایجاد کرد که کنترل کامل آن از دست حامیان اولیه خارج شد.
امروز پاکستان با موجی از ناامنی در ایالتهای خیبرپختونخوا و بلوچستان روبهرو است. افزایش حملات علیه نیروهای امنیتی، چالشهای اقتصادی و فشارهای سیاسی داخلی، دولت پاکستان را در موقعیتی دشوار قرار داده است. این وضعیت نشان میدهد که استفاده ابزاری از افراطگرایی، نهتنها ثبات منطقهای را تهدید میکند، بلکه انسجام ملی کشور حامی را نیز تضعیف میسازد.
تأثیر بر آینده افغانستان
برای افغانستان نیز این وضعیت خالی از پیامد نیست. هرگونه تشدید تنش با پاکستان میتواند بحران اقتصادی، محدودیتهای تجاری و انسداد مسیرهای ترانزیتی را به همراه داشته باشد. پاکستان یکی از مهمترین مسیرهای دسترسی افغانستان به آبهای آزاد است و بسته شدن گذرگاههای مرزی، فشار مضاعفی بر مردم افغانستان وارد میکند.
از سوی دیگر، اگر روابط دو طرف بر پایه بیاعتمادی و تقابل باقی بماند، زمینه برای مداخله بازیگران دیگر منطقهای نیز فراهم خواهد شد. رقابتهای ژئوپلیتیکی ممکن است بار دیگر افغانستان را به میدان کشمکش نیابتی قدرتها تبدیل کند؛ وضعیتی که تجربه تلخ آن هنوز در حافظه تاریخی مردم زنده است.
ضرورت بازنگری در راهبردها
تحولات کنونی نشان میدهد که رویکرد امنیتمحور و مداخلهگرایانه، نه برای افغانستان صلح پایدار به ارمغان آورد و نه برای پاکستان امنیت پایدار. اکنون زمان آن فرا رسیده است که هر دو کشور، بهویژه پاکستان بهعنوان بازیگر تأثیرگذارتر، در سیاستهای گذشته خود بازنگری کنند.
امنیت واقعی زمانی تحقق مییابد که روابط بر پایه احترام متقابل، همکاری اقتصادی، مدیریت مشترک مرزها و پرهیز از حمایت از نیروهای نیابتی تنظیم شود. تداوم چرخه خشونت و بمباران، تنها شکافها را عمیقتر میکند و بذر بیثباتی بیشتری میپراکند.
جمعبندی نهایی
تحولات اخیر میان افغانستان و پاکستان نشان میدهد که سیاست «مهار از طریق بیثباتی» به نقطه بازگشت رسیده است. گروههایی که زمانی بهعنوان ابزار نفوذ و عمق راهبردی پرورش یافتند، اکنون به بازیگرانی مستقل با دستور کار خاص خود تبدیل شدهاند. بمبارانهای متقابل و تنشهای فزاینده مرزی، نماد عینی این واقعیتاند که آتش افروختهشده در همسایه، سرانجام دامان افروزنده را نیز خواهد گرفت.
اگر منطقه بخواهد از این چرخه تاریخی رهایی یابد، نیازمند تغییر نگرش اساسی در سیاستهای امنیتی و منطقهای است؛ تغییری که در آن به جای رقابت نیابتی، همکاری و همزیستی مسالمتآمیز محور قرار گیرد. در غیر این صورت، نه افغانستان روی ثبات پایدار را خواهد دید و نه پاکستان از سایه تهدیدهای برخاسته از سیاستهای گذشته خود رهایی خواهد یافت.
محمد عرفانی
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
پیوند با کانال جام غور در یوتوب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
Subcode: 460
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور