آرشیف

2014-12-28

محمداسحاق فایز

این سروده را به روان شهید محمد داود داود می بخشم

  
 

"بیا با من ای آسمان گریه کن
 گل و لاله و ارغوان گریه"…..*
 
شکوه دل باغ را در زدند
از این درد تا کهکشان گریه کن
بخون رنگ کردندشش رخ جهان را
چو بغض دل این زمان گریه کن
گرفتند از باغ سرو و سپیدار
به بلبل که ماند آشیان گریه کن
نگهدار سوگ دل باغبان را
چو چشمان هر باغبان گریه کن
افق را سیه کرده اند خیره خویان
به فردای بیرنگ مان گریه کن
چرا از خجالت نمیرند این قوم
به این ظلمت اندیشه گان گریه کن
بگیر این نشیدپر از سوگ مان را
نه خاموش با صد فغان کریه کن
 
کابل- 8 جزوا1390
 
*- این بیت معروف از افسر رهبین است از مطلع غزلی که در سوگ قهرمان ملی افغانستان سروده بود