آرشیف

2014-11-16

عبدالملک اوشانی

امنیت و انتخابات

 

امنیت یک واژه عام است که پس از آن واژه هایی مانند آرامش، صلح، رفاه و زندگی صلح آمیز به ذهن خطور میکند و این امنیت در حوزه های مختلف معنا پیدا میکند، امنیت از نظر مفهومی به وضعیتی اطلاق می‌شود که نیروهای حفظ کنندهٔ وضع موجود، توان این محافظت را از نیروهای شناخته شدهٔ برهم زنندهٔ آن داشته باشند.
مفهوم کلی امنیت
امنیت یعنی دور بودن از همه تهديدهايي است كه بقاي انساني، زندگي روزمره و شخصيت او را به مخاطره مي اندازد. تهديدهايي از قبيل تخريب محيط زيست، نقض حقوق انسانی، جرائم سـازمان يافته و تـلاش مـستمر براي مـبارزه با اين تهديدها. امنیت یعنی اینکه شهروندان اطمینان داشته باشند، همه در برابر قانون یکسانند و هیچ کس نسبت به دیگری برتری ندارد، هیچکس یا هیچ گروهی نمی تواند فراتر از قانون، حقوقی دیگران را ضایع کند. امینت یعنی اینکه شهروندان یک کشور اطمینان داشته باشند هرگاه بازداشت یا دستگیر می شوند، مورد شکنجه، تجاوز و هتک حرمت قرار نمی گیرند. امنیت یعنی کار، امید، تفریح، شادی، ورزش، زندگی، آرامش، رفاه و تامین اجتماعی. امنیت یعنی وجود فرصتهای مساوی برای همه شهروندان. امنیت یعنی اینکه همه شهروندان اطمینان یابند هیچ کس بخاطر فقر و نداشتن پول، امکان معالجه و درمان از او سلب نمی شود.

آیا تا بحال از خود پرسیده اید، چرا چندین میلیون افغانستانی کشور را ترک کرده اند و چه بسا میلیون ها در آرزوی فرار از افغانستان هستند؟
آیا تا بحال از خود پرسیده اید، چرا صدها میلیون دالر از سرمایه های افغانستانی ها به خارج از کشور منتقلمیشود؟
آیا می دانید نتیجه فرار مغزها و افراد نخبه در سالهای گذشته تا به امروز با چی چیزی مرتبط است؟
-تنها با واژه مقدس امنیت-
این صلح و آرامش بدون همکاری تمام دستگاه های امنیتی و حمایت های نیرو های مردمی، اشخاص با نفوذ و مقتدر و علمای دینی به دست نمی آید.

در بحث انتخابات‌، امنیت نیز از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و نقش نیروهای امنیتی در این زمینه بسیار کلیدی است، امنیت و انتخابات دو واژه ای هستند که همه روزه تحلیل ها و گفتگوهای زیادی را در این مورد از طریق رسانه های جمعی می شنویم و خوب می دانیم که آینده کشور به این دو واژه بسیار بستگی دارد.

انتخابات فرایندی است که بوسیلۀ آن در یک برنامه آزاد و دموکراتیک می‌توان اراده شهروندان را در شکل‌گیری نهادهای سیاسی و تعیین متصدیان اعمال اقتدار سیاسی مداخله داد. و این پروسه در افغانستان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، زیرا تاکنون مردم افغانستان شاهد انتقال قدرت از یک فرد سیاسی به فرد سیاسی دیگری نبوده اند و انتقال قدرت در افغانستان همیشه با جنگ و خون همراه بوده است، افغانستان کشوری است که مردم آن از انتقال مسالمت آمیز قدرت به اشکال دیموکراتیک و یا غیر دیموکراتیک چیزی به خاطر ندارند و تاکنون تاریخ افغانستان چنین چیزی را به صورت عینی شاهد نبوده است، در چهار دهه گذشته که تاریخ معاصر کشور را شکل می دهد همواره انتقال قدرت با جنگ و خون همراه بوده است و مردم حداقل در عصر حاضر که شاهد فراز و فرود حاکمان کشور بوده اند چنین چیزی را به یاد نخواهند آورد.

مروری بر انتقال قدرت در چهار دهۀ گذشته

 سلسله شاهی که محمد ظاهر شاه آخرین شاه این سلسله بود با کودتای پسر عمویش محمد داود خان منقرض شد گرچه شاه خود در خارج بود و خونی به ظاهر ریخته نشد اما نحوه انتقال قدرت دموکراتیک و مسالمت آمیز نبود.

 جمهوری که محمد داود خان تاسیس نمود نیز با کودتای خونین حزب خلق و پرچم با حمایت شوروی سابق پایان یافت و داود خان با تمام اعضای خانواده اش در این انتقال قدرت کشته شدند.

 با تسلط احزاب چپ کمونیستی در کشور گمان می رفت که شاید انتقال قدرت در درون حزب دموکراتیک خلق و یا انتقال قدرت از خلق به پرچم بدون خشونت های علنی صورت گیرد، اما نشد و نور محمد تره کی به دست حفیظ الله امین همکار و هم حزبیش به قتل رسید.

 و مدتی بعد خود حفیظ الله امین با واگذاری قهرآمیز قدرت به جناح پرچم به رهبری ببرک کارمل کشته شد.

 حکومت ببرک کارمل را نیز یک کودتا به فرجام رساند، داکتر نجیب الله در تاريخ 29 عقرب 1365 هـ. ش. ببرک را از طریق یک کودتا سپید از رياست شوراي انقلابي برکنار نموده به شوروي تبعيد نمود. 

 در روز هشتم ثور 1371 هـ. ش. مجاهدين وارد کابل شده و به حاکميت اين حزب خاتمه دادند.

 در حکومت مجاهدین نیز متاسفانه این رویه و فرهنگ تداوم یافت و مردم افغانستان شاهد انتقال قدرت سیاسی با روش مسالمت آمیز و در چارچوب قانون نبودند و این روند در دوره طالبان ادامه یافت و مردم حتی به صورت ظاهری نیز از سهیم شدن در قدرت سیاسی محروم گردیدند.

سقوط طالبان و ایجاد حاکمیت جدید تجربۀ جدیدی بود برای مردم افغانستان که می شود قدرت سیاسی به اساس ارادۀ مردم و رای مردم صورت گرفت، در سال 1383 مردم افغانستان برای اولین بار در تاریخ به پای صندوق های رای رفته و رئیس جمهور خود را انتخاب نمودند تجربه ای شیرین که شیرینی آن تا اکنون در مذاق مردم مانده است، همه به یاد دارند که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۳، میزان مشارکت مردم بسیار بالا بود. یکی از علت‌های عمده این امر، شرایط بهتر امنیتی در آن زمان بود. در سال ۱۳۸۳، شورش طالبان گسترش نیافته بود و به همین دلیل حتی در روستا‌های دور دست کشور نیز میزان مشارکت مردم بسیار بالا بود.
رسوایی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸، تا حد زیادی، معلول نا امنی بود. ناامنی سبب شد که حلقاتی با استفاده از فرصت، مراکز خیالی رای‌گیری به‌وجود بیاورند، صندوق‌ها را از برگه‌های رای‌دهی پر کنند و بعد این برگه‌ها به نفع یکی از نامزدان، شمرده شود. در برخی از ولایات، عده‌ ای با استفاده از فرصتی که نا امنی برای‌شان فراهم کرده بود، صندوق‌ها را به نفع نامزدان مورد حمایت‌شان پر کردند. در برخی از موارد نیز دیده شد که شماری از نامزدان قدرتمند عملا جوی از هراس و نا امنی در شماری از روستا‌ها ایجاد کردند و بعد صندوق‌ها را به نفع خود پرکردند.
اینک در فرایند این انتقال قدرت مهم ترین مسئله ای که در اذهان مردم نگرانی های زیادی را ایجاد نموده است موضوع برقراری امنیت در سراسر کشور است که تمام مردم بتوانند در یک فضای امن دراین انتخابات شرکت کنند، امنیت مهم ترین رکن شرکت در انتخابات است و اگر فضای کشور نا امن باشد عده زیادی از هموطنان ما نمی توانند که در انتخابات شرکت کنند که مسلما مشروعیت انتخابات را زیر سوال میبرد.
فعلاً کشور در وضعیت بدی امنیتی قرار دارد با چنین وضعیتی امکان برگزاری انتخابات به صورت سرتاسری ممکن نیست و این موضوع نگرانیهای زیادی را برای مردم افغانستان و جامعه جهانی ایجاد نموده است، به نظر می رسد برای دولت کنونی این مسئله اولویت ندارد زیرا برای تامین امنیت سراسری تاکنون کاری انجام نداده است. مناطق دور افتاده و بحران زده کشور که در آن مناطق مخالفان مسلح دولت حضور دارند مکانهایی است که گذاشتن صندوق رای در آن مناطق امکان پذیر نبوده و عده زیادی از هموطنان ما از دادن رای محروم خواهند ماند.
انتخابات ۲۰۱۴، برای مردم افغانستان اهمیت بسزایی دارد، لازم است تا نیروهای امنیتی داخلی یک طرح امنیتی جامع، برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۴ تدوین کنند، این باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی شود که مردم در روز انتخابات احساس امنیت کنند و در مورد مصؤنیت مراکز رای‌گیری مطمین باشند. همان‌طور که گفته شد، تامین امنیت انتخابات، هم به مشارکت گسترده مردم منجر می‌شود وهم می‌تواند از بروز تقلب سازمان‌یافته به نفع یک یا چند نامزد جلوگیری کند. بنابراین باید جامعه جهانی و حکومت، امنیت انتخابات را جدی بگیرند.
یکی از مهم ترین وظایف نیروهای امنیتی، تأمین امنیت انتخابات و حفظ صندوق و آرای مردم است، کسانیکه در انتخابات شرکت میکنند و نام شخص خاصی را روی ورقۀ رای می نویسند در حقیقت اعتقاد خود، آینده قریه، شهر و کشور خود را می نویسند و پاسداری از این برگ رای دهی وظیفۀ خطیری است که بر عهده نیروهای امنیتی است.
 
عبدالملک اوشانی 
کابل – 20 ثور 1392