آرشیف
افغانستان و دموکراسی
علم عبدالقدیر
مقد مه: در افغانستان دموکراسی فقط زمانی پایدار میشود که مرحلهبهمرحله و متناسب با واقعیتهای جامعه پیش برود، نه اینکه یکباره من حیث عطیه آسمانی ویا هدیه خارجی بر سر وروی مردم ببارد . بر اساس تجربهٔ کشورهای جنگزده و چندقومیتی، یک مسیر واقعبینانه و قابلتطبیق برای افغانستان تمرین انتخابات در محلات وتقسیم صلاحیت ها در واحد دهای دومی وسومی است: در افغانستان بدون توافق میان گروهها، هیچ نظام دموکراتیک شکل نمیگیرد. توافق وگفتوگو میان همه گروههای اثرگذار (اسلامی، قومی، حزبی، مدنی نردبان رسیدن به دموکراسی واقعی است..
دموکراسی وحزب دموکراتیک خلق افغانستان!
آیا حزب دموکراتیک خلق وپیروان آن با دموکراسی سر سازگاری داشتند؟
پاسخ درست این است که«دموکراتیک» در پسوند این حزب یک عنوان ایدئولوژیک بود، نه واقعی لذا هیچ ویژگی دموکراسی در حزب خلق وپیروان آن وجود نداشت .پس چرا دموکرایتک را پسوند این حزب ساخته بودن؟ چون در نظامهای کمونیستی قرن بیستم (شوروی، چین، کره شمالی، ویتنام و …) معمول بود که واژههای «دموکراتیک»، «جمهوری»، «خلق» و … در نام کشور یا حزب استفاده شود، اما ساختار سیاسی کاملاً تکحزبی و غیردموکراتیک ومتمرکز بود.حزب خلق افغانستان هم هم همین الگو را دنبال کرد.بنابراین نام «دموکراتیک» جنبهٔ تبلیغاتی–ایدئولوژیک داشت، نه عملی. حزب دموکرایتک خلق از نظر عملی هیچ ویژگی دموکراتیک نداشت.
. نبود پارلمان و انتخابات در این حکومت این حزب
در زمان حکومت حزب خلق:
- پارلمان وجود نداشت.
- انتخابات آزاد وجود نداشت.
- تمام قدرت به دست دفتر سیاسی حزب بود.
- حتی ساختارهای حکومتی نیز بر اساس مدل شوروی و تصمیمات حزبی اداره میشد.اینها روشنترین دلیل است که نظام دموکراتیک نبود.
. کودتای نظامی پایهٔ بهقدرترسیدن بود نه انتخابات.
حزب خلق از طریق کودتای نظامی ۷ ثور ۱۳۵۷ به قدرت رسید، نه از راه انتخابات یا رضایت مردم.
کودتا ذاتاً با دموکراسی در تضاد است، زیرا:
- انتقال قدرت از طریق زور انجام میشود،
- مردم هیچ نقشی ندارند،
- مشروعیت سیاسی از پایین به بالا نیست بلکه از بالا و توسط زور تحمیل میشد.
. سرکوب گستردهٔ مخالفان
در دوران خلق (چه دورهٔ ترهکی و چه امین):
- هزاران نفر زندانی، شکنجه یا اعدام شدند.
- اپوزیسیون سیاسی غیرقانونی اعلام شد.
- آزادی بیان، رسانهها و تجمعات کاملاً محدود گردید.
این سیاستها بیشتر ویژگی نظامهای توتالیتر است، نه دموکراتیک.
. اختلافات داخلی و کشتار درونحزبی
درون حزب خلق پیوسته کودتا وکشتار بود مثلا
- ترهکی توسط حفیظالله امین حذف شد.وخودش بجایش نشست ولی این جنایت را دموکراتیک میگفت.
- امین توسط عملیات شوروی کشته شد.پرچمی ها آنرا مرحله تکاملی دموکراسی میگفتند
- ببرک کارمل با حمایت شوروی نصب و بعداً کنار گذاشته شد. این حزب سه رئیس جمهور را کشت ویکی را تبعید کرد ولی باز هم پسوند دموکراتیک داشت چون شوروی سابق این لقب رابرای شان هدیه داده بود واینها باید این لقب را حفظ میکردند.
این نشان میدهد که حتی در داخل حزب هم روند دموکراتیک وجود نداشت. تصمیمها نه از طریق انتخابات حزبی، بلکه با زور، کودتا و مداخلهٔ خارجی گرفته میشد. حزب دموکرایتک خلق از نظر عملی هیچ ویژگی دموکراتیک نداشت.
پس ویژگی دموکراتیک آن چه بود؟
تنها مواردی که گاهی به نام «دموکراتیک» مطرح میشد، اینها بودند:
- برنامههای اصلاحات اجتماعی مثل سوادآموزی، اصلاحات ارضی، برابری زنان.
اما اینها هرچند اجتماعی بودند، ولی سیاسی نبودند و با زور اجرا میشدند.واز دموکرا تیک تنها در تبلیغات استفاده میکردند.اما ساختار سیاسی همچنان تکحزبی و اقتدارگرا بود. جالب این است که اعضای منسوب به آن حزب بر حسب عادت تاهنوز خودرا دموکرات معرفی میکنند.ویا شاید تا هنوز مفهوم دموکراسی را درک نمرده اند. بنابراین حکومت خلق بنا بر معیارهای علمی و سیاسی، یک نظام دموکراتیک نبود.
تمرین دموکراسی در افغانستان:
در افغانستان بهجای اینکه انتخابات در مرکز بخاطر رئیس جمهور شروع شود باید از سطح ولسوالی و ولایت شروع شود.مثلا.
- انتخابات شوراهای ولسوالی
- انتخابات شوراهای ولایتی
- تعیین صلاحیتهای واقعی برای این شوراها
- مشارکت زنان و اقلیتها در سطح محلی
چه نوع دموکراسی میتواند در افغانستان قابلتطبیق باشد؟
نهادینه سازی دموکراسی در افغانستان زمانگیر است اما برخی اشکال زمینه تطبیق بهتر را دارد مثلا:
۱. دموکراسی مشارکتی محلی .
در افغانستان نشان داده شده که مردم در سطح محلات و شوراهای محلی بهتراز مرکز کار مشترک انجام میدهند. پس باید موارد ذیل در افغانستان تجربه شود.
- تصمیمگیری در سطح ولسوالی و ولایت تقویت شود.
- شوراهای منتخب محلی قدرت واضح داشته باشند.
- دولت مرکزی نقش هماهنگکننده داشته باشد، نه فرماندهٔ همه چیز.
۲. نظام پارلمانی بهجای ریاستی
در نظام ریاستی (مانند ۲۰۰۱–۲۰۲۱)، همهچیز به یک شخص وصل میشود و رقابتهای قومی شدید میگردد.
اما در نظام پارلمانی:حکومت از پارلمان شکل میگیرد،یعنی از رائی وتا ئید نما یندگان مردم.
۳. دموکراسی توافقی
این مدل مخصوص کشورهایی است که قومیتها زیاد و قدرتمند هستند درست مانند افغانستان..
در این مدل: هر قوم/منطقه سهم مشخص در قدرت دارد،احزاب ائتلاف بزرگ میسازند، اقلیتها حق وتو یا تضمینهای قانونی دارند.
نمونهها:سویس ، بلژیک ، بوسنیا و این مدل برای افغانستان بسیار واقعی و قابل استفاده است.
- . دموکراسی تدریجی، نه یکشبه
در افغانستان اشتباه این بود که ساختارهای دموکراسی سریع و یکباره وارد شد.:
دموکراسی با هویت اسلامی
در جامعهٔ افغانستان، دین نقش بزرگ دارد.
مدلهایی وجود دارد که ارزشهای اسلامی را با ساختارهای دموکراتیک ترکیب میکنند:
- اندونیزیا ، مالیزیا و تونس پس از انقلاب
در این الگو:قانون اساسی با اصول اسلامی تضاد ندارد،اما مردم در حکومتداری سهم دارند.
افغانها هم انسان اند وحق تصمیم گیری دارند و از دموکراسی دور نیستند تنها از دموکراسی تحمیلشده دور هستند.
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
پیوند با کانال جام غور در یوتوب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
Subcode: 460
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور