X

آرشیف

استقبال از غزل حاجی عبدالشکوردهزاد: از بد بترش توبه ؟!

 

کلبـــۀ تاریک ما تاریکــــــتر شد ای دریغ

روزهای ماشب و شب بی قمر شد ای دریغ

 

ما خیال کــــــــردیم بهتر میشود ایام ما

سرنوشت ملک ما ازبد بتر شد ای دریغ

 

رخت بسته خنده وشادی زرخسار همه

چشمهای بینوا از غصه تر شد ای دریغ

 

زیر بار فقر وبیکاری قد مردم خمیـــــد

خلق عالم از غم ما با خبر شد ای دریغ

 

از فشار تنگدستی مردم درمانده حال

در بدر آواره ای ملک قجر شد ای دریغ

 

زیر بارجور پاکستان وایران حالیــــــــا

بس مهاجر کُشته کوه وکمر شد ای دریغ

 

دوره اشرف غنی دوران ظلم و چور بود

حسرتا تکـــــرار آن دورِ دگر شد ای دریغ

 

از بشر ب حذف گشته درجهان شر هر طرف

این زمین باخلق آن اندر خطـــــر شد ای دریغ

 

مشکلا ت خلق زانجا گشته ناشی ای “عزیز”

چون مهار کاروان با دم خــــر شـد ای دریغ

پایان

__________

عزیزی ” عزیز”

روز جمعه ساعت 08:10

25ماه میزان سال1404هجری شمسی

مطابق به 17_10_2025میلادی

بداهه سرایی

 

یا هو

کلبه ی تاریک ما آخر چراغانی نشد

مملکت پا بند بر احکام قرآنی نشد

 

چشم بر راه منتظر بودیم در این سالها

تا مگر جبران شود این ظلم و ویرانی نشد

 

در میان خاک پنهانست ملک آریا

از ترقی و تعالی هیچ میدانی نشد

 

اینکه می گفتند خوان ملت الوان میشود

دیدمش خالی شد از نان و فراوانی نشد

 

در قبال ملت و خیر و صلاح مملکت

هیچکس از نفع خود حاضر به قربانی نشد

 

عزل و نصب شان زبان و قوم و مذهب میشود

اتکا بر مسلک و بر فهم انسانی نشد

 

جور بیت المال و اخذ رشوه و غصب زمین

روز روشن میشود ، در شب به پنهانی نشد

 

اشک و خون می بارد از چشم یتیمان وطن

ای عجب کین قطره ها دریای طوفانی نشد

 

در حضور حضرت سرکار این قتل و قتال

باعث درد سر و قدری پریشانی نشد

 

در قبال اینهمه ظلم و تعدی ای دریغ

بد دعای ما قبول درب رحمانی نشد

الحاج عبدالشکور دهزار

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب