آرشیف

2014-12-27

mhadad

از مـــن وطن دزدیده اند

من را زمن دزدیده اند
جان را زتن دزدیده اند

عقل وشعور خویش را 
از خــویشتن دزدیده اند

قوم به ظاهر بت شکن 
از بت کفـن دزدیده اند

بلبل زخوانش باز ماند
گل ازچمن دزدیده اند

آزاده زیستن در وطن
از مرد وزن دزدیده اند

ره به زنـدانــم نـدادند
چاه زبیژن دزدیده اند

از چین فغان بر خاسته
مُشک ازخُتن دزدیده اند

«یابـو» سواران را ببین
اسب«سمند» دزدیده اند

آواره ام ،غــربت نشــین 
از من وطــن دزدیـده اند

مسعود حداد
26 مارچ 2013