آرشیف

2014-10-22

afrotan3141

از شاهکار هاي دولت فخيمه وحدت ملي !

            درحاشیه ء اجرای نخستین اعدام در افغانستان :

پیوسته به گذشته بخش چهلم :                
 

 محمد امین فروتن
 

 
آنگاهی  كه افراد بصورت جمعی ً توطئه سكوت مي‌كنند، گفتن يك كلمه از حقيقت همچون شليك گلوله است.
                             "  شاعر لهستاني "

 
https://www.youtube.com/watch?v=qxCdcG7RraY
خواهش میکنم اگر درسخن من و در انتقاد های صریحم تلخی ئی را می بینید  بر من ببخشید ،  اگر معتقیدید و دیدید که در آن قسمتی از حقیقت نهفته است با دل آرام و بدون هرگونه هیاهوهای مرسوم طَلبَه گی و روشنفکریی این روزگار با غور و دقت مرور فرمائید. که مصلحت گوئی خوشایند است و فریب دادن ودروغ بافتن و تائید و تعریف کردن شرین است و ارزان ! اما حقیقت درد آور وتلخ است ، بگذارید بجائی تخدیر درد وکتمان بیماری و تجویزداروی  مُسًکِن برای تسکین مقطعی درد ، رو بروی این بیمار اِستاد ه شویم و تلخ وتند و راست بگوئیم که : « عقده های سرطانی درخونت ، دراعماق مغزات ودهلیز های قلبت رخنه کرده وسخت پیش رفته است، فاجعه ء سنگینی تهدیدات میکند»
http://youtu.be/oXvYZuYjFHw
 
اساسأ بجای اینکه خود مان فلسفه بافی کنیم و یا به فلسفه بافی ها و شعار ها برداشت های نا درست از معارف اسلامی که از سوی این و یا آن مرجع مذهبی بحیث استراتیژیی فریب و دروغ برای مان داده میشوند وبعد هم چون  فیلسوفان مافیائی و صوفیان مصنوعی آنرا تحلیل های معتبر دینی بدانیم به آنچه که حق است و عدالت برزبان آوریم .
 آنچه که آا برخلاف این محیط بسته ء سنتی و موروثی شبه مذهبی که اگر کسی به همان لحن قبول شده و ترمنولوژیی تاریخی از منبربرپاشده بنام  دین سخن بگوید مورد توجه  عموم قرار میگیرد ، استقبال عمومی و مردمی !! نیز متوجه اش میشود دستانش را می بوسند ، زندگی اش را تأمین میکنند واجازه می یابد تا  حیثیت و ثروت و هردو را از طریق دین و بنام دین از مردم فقیر جامعه بدست آرند . خلاصه اینکه به هیچ وجه گمان نه میکنم ارادت من به اصل دین و روح حقیقی آن  که با صراحت ووضاحت امرمی فرمائید : يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً …ای کسانیکه ایمان آورده اید شما در سَلمِ که همانا اسلام باشد بصورت کامل و به اقتضای و کفایت هر زمان داخل شوید . و من نیز بحیث شاگرد کوچکی از این حوزه  خود را مکلف میدانم تا در همه شؤن اجتماعی و سیاسی هکذا اقتصادی وفرهنگی  از این دستور خدا پیروی کنم . اما اسلام یک اندیشه تکاملی درذات  انسان است ، نه یک کالا یا مجموعه ای از اجناس صادراتی ، ! و نه هم یک شعار انتخاباتی !
http://youtu.be/_Xjcdy5nbzk
اسلام از لحاظ اجتماعی و تاریخی  دارای یک شکل و رنگ خاصی نیست بلکه جوهر و حقیقت متعالی الهی است که با چرخ عقلانیت و خِرد اجتماعی یا همان اجتهاد پویا و دینامیک استعداد های نهفته در انسان را زنده میسازد و درراستای تربیت و پرورش وی توجیه میکند بنأ در پرتو  آنچه که امروز در جامعه خود میبینیم خشونت بصورت مافیائی عملی میشود  و هر روزو هرلحظه  قربانیان تازه ای را به شکل درد آوری در دآمن خود میگیرد ،  حادثه  غمناک و دلخراش  پغمان که هیچ انسان با وجدان نه میتواند درد آنرا با این زودی ها و آسانی فراموش کند و عاملان آن را که مرتکب جنایت نابخشودنی شده اند با مؤعظه های میان تهی و با انگیزه های سیاسی مورد بخشش قرار دهند . با توجه به اظهارات جناب آقای اشرف غنی احمدزی که در نخستین روزهای" خلافت "اش حکم اعدام پنج تن از کسانی که در حادثه پغمان دست داشتند علی الرغم بیان این استدلال سازمان های بین المللی حقوق بشر که نظام قضائی افغانستان  دارای معائب فروان و نواقص ساختاری است و باید اجرای این حکم  از سوی اشرف غنی احمدزی رئیس جمهور افغانستان به تعلیق در آید ، این حکم عملی گردید ، اعدام این پنج تن از جنایتکاران مغائر با روح اصلی دین مبین اسلام که اینگونه دستور می فرمائید : يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً میباشد یعنی اینکه تطبیق  احکام اسلام آنگاه دارای مشروعیت اند که دست کم با عوامل اصلی فساد از قبیل مبارزه علیه فقر -گرسنه گی – نظام طبقاتی در حوزه اقتصادی و فرهنگی با شدت جریان داشته و همه شهروندان جامعه از وسائل ضروری  برای زندگی اولیه  یکسان برخوردار بوده باشند . همچنان عدالت اجتماعی و اقتصادی نیز در چهار چوب یک نظام مبتنی بر آرای  آزاد مردم بوجود آمده باشد ،وانسان باشنده قلمروی بنام افغانستان توان مندیی و نیروی " نه " گفتن در برابر متجاوزان و غارتگران  را کسب کرده باشند ،  شعبده بازی های شبه دموکراتیکی که با چاشنی مؤعظه ها فریبنده و مسخره آمیز شبه مذهبی زمامداران کشور با فرمان و تعویذ حضرت جان کِری John Kerry  وزیر خارجه ایالات متحده امریکا و کـــــــشیش  یــــان کوبیس Ján Kubiš  نمائنده خاص سر منشی سازمان ملل یکشبه تحقق و تأمین  عدالت اجتماعی و "سیأ "سی "در تمامی امور منجمله "دولت  وحدت ملی " در افغانستان اقامه میگردد هیچگاه مطلوب یک نظام عادلانه در حوزه حقوقی قضائی نبوده است،
 
سخت جالب است که وقتی مطلبی بنام " دولت وحدت ملی " از حلقوم مافیای قدرت در جامعه بیرون آمد بلادرنگ لشکری از متملقان و نیمه روشنفکران دربیان فضائل هدیه   " دولت وحدت ملی " و مشروعیت دهی به آن به تناسب امتیازاتی که حاصل می نمایند برسروسائل ارتباط جمعی از قبیل تلویزیونهای ۲۴ ساعته ، روزنامه های اجیر و دهه وسائل دیگر  بیرون رفته  و  سروده های مبنی بر ضرورت وحدت ملی !!و نیاز آن در جامعه مابا شدت و جدیت سر دادند  !! ، براستی هم هیچ کسی از این جماعت حاشیه نویسان و گروهی ازمتملقان و نیمه روشنفکران نه میتوانند در حوزه ترمنولوژیی مشروعیت حقوقی  اداره مافیائی حاکم بر کابل تعریف حقوقی پیدا کنند  ، زیرا این اداره نه  بر موازین اقتصاد بازار آزاد استواراست که اقتصاد بازار خود دارای اصول و ضوابطی هست  که با تأسف در بازار آزاد حاکم بر افغانستان از آن ضوابط و نورم ها هیچگونه خبری نیست ، از سوی دیگر مسخره ترین و درعین حا ل شگفت انگیزترین برچسپ نا متجانسی  که براین به اصطلاح " دولت وحدت ملی"   در افغانستان  گِره زده شد همانا حل مسأله تقسیم قدرت میان دو فرقه  انتخاباتی بوده که تحت نام " دولت وحدت ملی افغانستان " و با اساس فورمول مجرب و آزموده شده " نصُف لی ونصُف لَک " همچون مال غنیمت ها بصورت مساویانه تقسیم  گردید . جالب است برای اینکه تسوید کننده گان طرح تقسیم قدرت آنرا با قانون اساسی افغانستان پیوند زنند شمارش آرای مجدد ی که با فرمان و دستور مشترک  حضرت جان کری  John Kerry وزیر خارجه ایالات متحده امریکا و یــــان کوبیس Ján Kubiš  نمائنده خاص سر منشی سازمان ملل را با مهارت خاصی بستر اصلی برای اجرای این سناریوی کومیک تقسیم قدرت اعلام  نمودند ومطابق با احکام موافقتنامه میان دو ستاد انتخاباتی  هرآنکه درنتیجه شمارش آرأ ی دوردوم بیشترین آرأ را از آن خود کند به کرسی ریاست جمهوری افغانستان و شخص دومی که دؤمین رأی را حاصل  می کند بحیث رئیس اجرایویی نظام مبارکه مافیائی منصوب میگردد ! البته برای به ظاهر قانونمند ساختن کرسی پست اجرایوی راه پیچیده و درازی مملو از سنگلاخ های فراوان دوساله   پیشبینی گردیده است و تا آنگاه که پست اجرایوی دولت به مقام صدارت عظمی ارتقأ می یابد شخص دوم که در بازی قدرت بر مقام اجرایوی دولت وحدت ملی افغانستان تکیه زده است در همه امور بویژه در حوزه تعیین اعضای کابینه و مقامات بلند رتبه دولت وحدت ملی افغانستان در فیصله های دولتی با رئیس جمهور سهیم میباشد .

ادامه دارد