آرشیف

2018-5-7

afrotan3141

ازخطبه های گنگستریی انتخابات !

حکایت است روزی لقمان حکیم  در كنار چشمه ای نشسته بود. مردی كه از آنجا میگذشت، ازلقمان پرسيد: ׳׳چند ساعت ديگر به قریه  بعدی خواهم رسيد؟׳׳ لقمان حکیم  گفت:׳׳راه برو׳׳! آن مرد پنداشت كه لقمان نشنيده است. دوباره سوال كرد: ׳׳مگرنشنيدی؟ پرسيدم چند ساعت ديگر به قریه  بعدی خواهم رسيد؟׳׳ لقمان گفت: ׳׳راه برو׳׳ آن مرد پنداشت كه لقمان  ديوانه است و به راه خود ادامه داد. چند قدمی كه رفت، لقمان حکیم  به آواز  بلند گفت: ׳׳ای مرد، يک ساعت ديگر بدان قریه  خواهی رسيد.׳׳مرد گفت: ׳׳چرا اول نگفتی؟׳׳ لقمان حکیم گفت: ׳׳چون راه رفتن تو را نديده بودم،نه میدانستم تند میروی يا كند. حال كه ديدم، دانیستم كه تو يک ساعت ديگر به قریه  بعدی خواهی رسيد.׳׳
اتفاقأ چند روزی است که درودیوارهای عفیان شریف پروان  و قونیه شریف ترکیه رنگ دیگری گرفته و گاهی بر آنچه که ایمان و صداقت گذشته گان ما ن بود آدم برآن  شک میکند .  تنورتبلیغات انتصابات چنان گرم است که هر که از راه میرسد " خمیره مافیائی " اش را به آزمائیش میگذارد و برآن است که تا تنور گرم است اونیز نانی بپزد و نوائی بدست آورد .

ادامه مطلب در اینجا