X

آرشیف

آقای پزشکیان!

 

این نوشته به هیچ صورت در تقابل با مردم شریف و فرهنگ‌پرور و هم‌تبار و هم‌زبان ایرانی ما قرار نه دارد. 

تنها پاسخی‌ست به شخص آقای رئیس جمهور پزشکیان

هیج افغان‌ستانی، مانند ناصرالدین‌شاه‌ قاجار، قضای حاجت خود را در دست‌مال خودش نه کرده.

تاریخ بخوانید و فرهنگ بیاموزید

محمدعثمان نجیب

بی‌داد روزگاران همان است که آیینه را محتاج خاکستر می‌کند و خاکستر نامرد چه می‌داند که وی روزی آیینه بوده.

دامنه‌ی توهین و تهاجم مقامات مختلف ایرانی نسبت به افغان‌ستانی‌های پناه‌جو در آن کشور، پسا استقرار رژیم آخوندی چنان گسترده شد که گستره‌ی بساط آن به ریاست جمهوری ایران هم رسید.

ما می‌دانیم که ورشکسته‌‌گی روحی ‌و جسمی و بی‌وطنی مردم ما، به ویژه غیر افغانان، حاصل بدکنشی و بدکرداری زمام‌داران افغان در طول تاریخ است.

مگر آقای پزشکیان تاریخ غیر افغانان در افغان‌ستان کنونی، به ویژه تاجیکان را می‌داند؟ آیا جناب عالی تاریخ سرزمین پهناور خراسان را می‌داند؟ آیا درک دارد که به قول انوشه یاد استاد ملایری، زبان گفتاری ام‌روز پزشکیان وام‌گرفته از خراسان است. خراسانی‌ که مهد تمدن، شکوه مدنیت شبان و روزان تاریخ بود؟ آیا شما آقای پزشکیان جایی کدام تاریخ تصادفی از این سرزمین را خوانده اید؟ مگر شما نه می‌دانید که حوزه‌ی گسترده‌پهنای جلال و‌ جبروت ایران‌‌زمین یا ایران‌شهری ام‌روز و دی‌روز تاریخ این خطه، همین خراسان بزرگ است؟

اگر این‌جا فرهنگی به برداشت شما وجود نه دارد، پس بی‌فرهنگی خودتان را تایید کردید. چون خواهی‌نه‌خواهی‌، ریشه تنیده‌ی بی زوال پارسی‌زبانان و‌ تاجیکان و بیش‌ترین غیرافغانان همان سرزمین کوروش کبیر است و سلسله‌های پس از آن و پیش از آن. از پیش‌دادیان تا آتش‌کده‌ی بلخ از بامیان تا دیوار ساخت کابل‌شاهان تا مرزهای هندبرتانوی و روسیه‌ی تزاری دی‌روز، از دودمان سامانی و ساسانی و اشکانی و غوری و طاهری و صفاری تا ام‌روز، گذرگاه معرفت و هویت ایران زمین همین افغان‌ستان است.

آقای پزشکیان، برگردید بر بای‌گانی کهنی کشوری تان تا دریابید که فرهنگ‌سرای ایران‌شهری همین خراسان بوده یا جای دگری.

ما در کشور خود مان، شیرازه‌های معرفتی و شیفته‌‌سالاری معنوی با پیشینه‌ی بتون‌گون بی‌زوال داریم که علی‌الرغم تلاش غیربومیان غاصب، روح انسانی‌ در رگ‌های شهر و شهرستان و استان و ده‌‌کده‌های ما پرسه می‌کند و فروغِ فروزان را هدیه‌ی بشریت می‌کند. وقتی شما سرزمین مولانا را توهین می‌کنید، پس کجای بینش تان، دانش فرهنگی‌‌ دارد؟ وقتی شما گند بی‌کاره‌‌گی‌و‌بی‌چاره‌‌گی دم‌ودست‌گاه آخوندی تان را به سرزمین حکیم‌ ناصرخسرو، فارابی، پورسینا، بیهقی، رابعه، مخفی بدخشی، عایشه‌ی درانی، سنایی و جامی و خواجه عبدالله انصار و زریاب و کریاب و باختری و رستم و سهراب و سودابه و‌ رودابه هزاران از این نام‌آوران برابر می‌کنید، نشان می‌دهید که شما نه رئیس جمهور بل‌ یکی از خادمان آرام‌گاه بزرگان خراسان می‌بودید، ارچند لیاقت آن را هم نه دارید.

آقای پزشکیان، بنیاد اصل با تغییر اوضاع سیاسی، گذشت تاریخ، نادیده‌گیری حقیقت‌ها نه ضعیف می‌شود و نه از میان می‌رود. مگر آن‌چه می‌ماند، همان‌ست که زمستان رونده است و‌ ذغال رو سیاه.

آقای پزشکیان، درک کنید که شما آخوند‌ها کم‌تر از دشمنان مردم ما، با ما دشمنی نه کردید، بل بیش‌تر هم کردید. پروردن گروه‌های تروریستی طالبانی افغانی=پشتونی از سوی دست‌گاه‌های استخباراتی شما، هم‌کاری شما در سقوط دادن شیرزاه‌های فرهنگی و تاریخی کشور ما و هم‌زبانان اصلی شما که مالکان بومی این سرزمین اند، گواه روشن دشمنی شما با هم‌تباران و هم‌‌زبانان تان است که به گمانم در راستی آزمایی خونی، پیوندهایی هم با هم‌دگر داریم. مدنیت و فرهنگ در کشور ما، حسن سلوک و رفتار، مهمان‌نوازی، ای‌یاری، دانش‌پروری پیشنیه‌‌ی تمدنی کاپیسایی و باگ‌رامی دارد. مکانی را که کنون شما در تبانی با دشمنان دگر بومیان اصلی این سرزمین، آن را به بی‌فرهنگ‌ترین و وحشی‌ترین گروه قومی سپردید، به شمول سفارت‌خانه‌ی کشور ما، در کشور تان.

آقای پزشکیان، شما آن‌قدر بی‌معلومات تاریخ هستید و آخوندهای هم‌نگاه با شما هم‌جنان که فراموش کردید، همین افغانان مورد حمایت شما، دوبار رژیم‌های شما را سرنگون و حاکمیت‌های تان را تصرف و بر شما حکم‌رانی کردند. مگر شما نسل‌های پس از آن ها یعنی بازمانده‌های شان را در آغوش گرفتید.

آقای پزشکیان، فرهنگ، اخلاق و کرکتر اخلاقی نهادینه شده در وجود فرزندان اصلی خراسان پهناور دی‌روز و افغان‌ستان کوچک ام‌روز، هرگز به نابودی نه رفته، نه می‌رود و رنگ نه می‌بازد. زیر فشار غبار نفرت و بی‌فرهنگی قبیله له شده می‌رود، مگر نابود نه می‌شود.

راستی آقای پزشکیان، اگر روزی در صدها سال پس از ما، داوری تاریخ بیاید، رو سیاهی آن بیش‌تر به سلاطین و شاهان شما بر می‌‌گردد که خراسان پهناور، ایران پهناور ‌و جغرافیای بزرگ آن را یکی پی دگر یا فروختند یا مانند آذربای‌جان از دست دادند.

آقای پزشکیان، کشوری به نام افغان‌ستان با وجود آن که هم‌اکنون از سوی طالبان اوغان تحت حمایت شما و متحدان تان در منطقه، تغییر هویت بافت جمعیتی داده می‌شود، مگر هیچ‌گاه نه می‌میرد. روزی چون آتش‌فشان دیگر، سر از تل خاکستر بیرون می‌کند و تاجیکان و پارسی‌زبانان و غیر افغانان، به شمول افغانانی که سرشت پاکی دارند، آن را می‌سازند و پس می‌گیرند.‌تاریخ ما و نسل پیر و میانه و جوان ام‌روز و نسل‌های فردای ما این اهانت و جنایت شما را فراموش نه می‌کند.

آقای پزشکیان به پایان سخن می‌رسم و برای تان یادآوری می‌کنم که هیج فرزند با فرهنگ خراسان و افغان‌ستانی ام‌روز، مانند ناصرالدین شاه قاجار شما در دست‌شویی ملک فرنگ، قصای حاجت خودش را به دست‌مال جیب خود نه کرده و بر سقف دست‌شویی پرتاب نه نموده، چون روش استفاده از دست‌شویی را می‌دانسته. برای معلومات بیش‌تر تان می‌‌نویسم که ما می‌دانیم آخوندهای شما، مشکل مذهبی بیش‌تر دارند با ما تا مشکل سیاسی. به همان لحاظ است که طالب اوغان سنی‌ را در بغل گرفته اید تا اگر کشته هم شود، سنی است، اگر بکُشد هم سنی را می‌‌کُشد و شما در هر دو حالت خرسند می‌شوید، ورنه شمای شیعه را به طالب سنی چه‌‌کار؟ اما آقای پزشکیان، مقاومت غزه در برابر کشتار اسرائیل نشان داد که شهرها را ویران کرده می‌توانید، انسان‌ها را کشته می‌توانید، مگر ریشه‌ها، نسل‌ها و فرهنگ‌ها را هرگز از بین برده نه می‌توانید.

 

 

) تحلیل مفصل متن از سوی (چت‌جی‌پی‌تی)

 

الف) جایگاه موضوعی

 

این متن واکنشی است به توهین مقامات جمهوری اسلامی ایران نسبت به پناه‌جویان افغانستانی. متن تلاش می‌کند:

  • خطای گفتاری رئیس‌جمهور ایران را پاسخ مستند تاریخی دهد
  • خراسان را محور هویت و مشترکات فرهنگی معرفی کند
  • به‌جای دفاع انفعالی، حملهٔ منطقی و تاریخی شکل دهد

 

ب) شیوهٔ استدلال

 

استدلال متن بر سه پایه است:

 

یادآوری ریشه‌های مشترک تمدنی

افشای نفاق سیاسی و مذهبی حاکمان تهران

نمایش بزرگی فرهنگی افغانستان در برابر تحقیر کلامی

 

پ) زبان و بلاغت

 

لحن متن مستقیم، کوبنده و افشاگرانه است

استعاره‌های قدرتمند

بهره‌گیری از مثال‌های تاریخی

انتقال خشم با وقار فرهنگی

 

ت) اثر اجتماعی

 

این متن…

  • در میان غیرافغان‌ها احساس عزت و همبستگی تولید می‌کند
  • برای ایرانیان منتقد حکومت، تنبه تاریخی می‌آورد
  • در عرصهٔ رسانه‌ای ظرفیت موج‌آفرینی دارد

 

ساختار و پیام‌محوری

  • این بخش پایان‌سخن به‌گونه‌ای جمع‌بندی‌کننده عمل می‌کند: پاسخ به یک اهانتِ گلایه‌آمیز، دفاع از کرامت ملی–فرهنگی، و تاکید بر پایداری ریشه‌های هویتی.
  • پیام اصلی: «تحقیر فرهنگی بی‌پایه است؛ خشونت و ویرانی زخم‌زننده اما نابودگر ریشه‌ها نیستند.»

 

۲. ابزارهای بلاغی و ادبی

  • نمونه‌سازی (نمادآفرینی): اشاره به «ناصرالدین‌شاه در دست‌شویی ملک فرنگ» (یا مشابه)؛ این نمونه‌سازی تصویری قوی و جنجالی است که حکم تأکید سخره‌آمیز را دارد.
  • تقابلِ گذشته/حال: مقایسهٔ فرهنگ سترگ گذشته (شخصیت‌ها، ادب، خرد) با کنش‌های امروز (تحقیر، خشونت) جهت برجسته‌سازی تضاد.
  • قضاوت اخلاقی: متن از جایگاه اخلاقِ فرهنگی سخن می‌گوید و گوینده را در موضع داوری قرار می‌دهد.

 

۳. پیام‌های ضمنی تاریخی-سیاسی

  • ادعای متن این است که سیاست‌های حکومتی و حمایت از گروه‌های خشونت‌آمیز (مانند طالبان) نتیجه‌ای جز ویرانی و رنج به‌بار نیاورده است؛ اما این روند نتوانسته ریشه‌های فرهنگی را نابود کند.
  • همچنین مفهومی از خیانت داخلی/سیاست‌زدگی مطرح می‌شود: کسانی که با سیاستِ سرکوب یا تسلط، به هویتِ فرهنگی خود و هم‌زبانان‌شان خسارت زده‌اند.

 

۴. مخاطب‌شناسی و تأثیرات رسانه‌ای

  • مخاطب اصلی: فارسی‌زبانان حساس به تاریخ و هویت (ایرانیان متعهد به میراث خراسان، افغان‌های فرهنگی، تاجیکان) و مخاطبان منطقه‌ای.
  • پیام برای نخبگان و رسانه‌ها: متن خواهان واکنش فکری و تاریخی است (دعوت به بررسی، اصلاح ادبیات عمومی).
  • پتانسیل واکنش: احتمال ایجاد بحث و بازنشر گسترده در شبکه‌های جمعی و مطبوعات منطقه‌ای بالاست؛ متن مستقیم به یک شخصیت خطاب دارد که ممکن است پاسخ رسمی یا رسانه‌ای او را برانگیزد.

 

۵. نقاط قوت متن

  • وجاهت تاریخی و فرهنگی: اشاره به میراث و بزرگان خراسان قوت استدلال را بالا می‌برد.
  • دفاع از کرامت انسانی: پیام اخلاقی و کرامت‌محور، همدلی ایجاد می‌کند.
  • بیان مختصر و نتیجه‌گیرانه: بخش پایانی جمع‌بندی محکمی ارائه می‌دهد.

 

  1. ریسک‌ها و نکات احتیاطی پیش از نشر
  • حساسیت سیاسی: خطاب مستقیم به شخصیتی سیاسی می‌تواند واکنش رسمی به‌دنبال داشته باشد؛ اگر هدف انتشار گسترده است، آمادهٔ بازتاب‌های رسانه‌ای باشید.
  • زبان تند/تصویری: اشارات هتاکانه یا توهین‌آمیز (به‌ویژه توصیف‌های بسیار تصویریِ ننگ‌آور) می‌تواند از دیدگاه پلتفرم‌ها یا قوانین محلی مشکل‌ساز شود و مخاطب را نیز تند واکنش دهد.
  • امنیت حقوقی: بهتر است از عبارات اثبات‌گرایانه و مستند استفاده شود و از اتهامات قابل پیگرد قضایی پرهیز گردد.

Mr. Pezeshkian,

No Afghan has ever disgraced themselves the way you depicted—like Naser al-Din Shah of Qajar who, according to accounts, acted shamefully in foreign lands.

Read history, and learn culture.

It is a tragedy of times when mirrors are forced to depend on ashes—while the ashes forget they once were mirrors.

The insulting tone spread by certain Iranian officials toward Afghan refugees has expanded so far under the clerical regime that it has reached the level of the presidency itself.

We fully understand that our people’s displacement is rooted in decades of misrule in Afghanistan. But do you, Mr. Pezeshkian, understand the history of the non-Pashtuns—especially Tajiks—in Afghanistan?

Do you know the history of Greater Khorasan?

Do you know that, as scholars like Dr. Malayeri state, the Persian language spoken in Iran today is inherited from Khorasan—the cradle of Eastern civilization?

If you deny culture in Afghanistan, you deny your own roots.

For the core of Persian-speaking identity—Tajiks and others—originates in the broader Iranian world that existed long before today’s borders.

From the Samanids to the Sasanians, from Balkh to Bamiyan, and from Kabul’s ancient walls to the reaches of former British India and Tsarist Russia—Afghanistan has always been the passage of knowledge and identity in Iran-i-Zamin.

Return to the archives of your own nation and you will see:

Khorasan was the heart of Iranian civilization.

This land still preserves profound intellectual foundations.

Insulting the homeland of Rumi exposes a lack of cultural awareness.

When you equate your clerical system’s failures with the legacy of Avicenna, Al-Farabi, Nasir Khusraw, Jami, Rumi, Rabia, and the heroes of Persian epics—you diminish yourself.

If merit mattered, you would be the custodian of their resting places—not a president.

And even that might be too high an honor.

Identity does not vanish with time or political change.

Winter passes; shame remains with those who caused it.

You, and the clerics who rule, have been—at the very least—as hostile to our people as any external enemy.

Your backing of the Taliban, your involvement in destroying our historic foundation—all testify to this hostility toward those who share your language and ancient bloodlines.

Do not forget:

Those very Afghans you despise twice overthrew your regimes.

And you embraced their descendants afterward.

Our culture, ethics, and dignity remain unbroken—

pressed down, yes;

erased, never.

When history judges, the darkest stain will sit upon the rulers who gave away Iran’s lands piece by piece.

Finally, know this:

No cultured Afghan has ever disgraced themselves in foreign bathrooms—

We understand civility.

Your state’s problem with us is more religious than political;

thus you hold the Taliban close —

if they kill or are killed, it serves your comfort.

But as Gaza proves:

you may destroy cities,

you may kill people,

but you cannot kill

roots, generations, or culture.

Respectfully,

Mohammad Osman Najib

Übersetzung ins Deutsche — Vollständige, publizierbare Version

Herr Pezeshkian,

Kein Afghane hat sich je so erniedrigt, wie Sie es dargestellt haben – wie Naser ad-Din Schah, der sich laut Berichten in fremden Ländern schamlos verhielt.

Lesen Sie Geschichte und lernen Sie Kultur.

Es ist das Unrecht der Zeit, wenn ein Spiegel auf Asche angewiesen ist –

und Asche vergisst, dass sie einst ein Spiegel war.

Die beleidigende Haltung einiger iranischer Funktionäre gegenüber afghanischen Geflüchteten hat sich unter dem Klerikerregime so weit ausgedehnt, dass sie nun die Ebene der Präsidentschaft erreicht hat.

Wir wissen, dass das Leid unseres Volkes aus Jahrzehnten schlechter Herrschaft in Afghanistan stammt.

Doch kennen Sie, Herr Pezeshkian, die Geschichte der Nicht-Paschtunen, besonders der Tadschiken Afghanistans?

Kennen Sie die Geschichte des Groß-Chorasan?

Wissen Sie, dass das heutige Persisch in Iran aus dieser Region stammt – der Wiege der östlichen Zivilisation?

Wer Kultur in Afghanistan leugnet, leugnet seine eigenen Wurzeln.

Denn das Herz der persischsprachigen Identität liegt in diesem Raum – lange vor modernen Grenzen.

Von den Samaniden bis zu den Sassaniden, von Balch bis Bamiyan –

Afghanistan war der Durchgang der Kultur und Identität Iran-i-Zamins.

In diesem Land existieren noch immer tiefe geistige Fundamente.

Wer die Heimat Rumis beleidigt, zeigt nur seine Unwissenheit.

Wenn Sie die Fehler des klerikalen Systems mit den Leistungen Avicennas, Al-Farabis, Nasir Chusraus, Rumis, Jami und anderer gleichsetzen,

dann erniedrigen Sie sich selbst.

Identität vergeht nicht mit politischem Wandel.

Der Winter vergeht –

die Scham bleibt bei denen, die ihn brachten.

Ihre Unterstützung der Taliban, die Zerstörung unseres kulturellen Erbes –

all das beweist die Feindschaft des iranischen Machtapparates gegenüber jenen,

die Sprache und Blut mit Ihnen teilen.

Vergessen Sie nicht:

Zweimal stürzten Afghanen die Herrscher Irans.

Sie nahmen die Nachkommen später dennoch auf.

Unsere Kultur bleibt unzerstörbar:

unterdrückt – ja;

ausgelöscht – niemals.

Zum Schluss:

Kein kultureller Afghane hat sich je in einem fremden Bad erniedrigt.

Wir kennen den zivilisierten Umgang.

Ihr Konflikt mit uns ist religiöser als politischer Natur;

darum halten Sie die Taliban nahe.

Doch wie Gaza zeigt:

Man kann Städte zerstören,

Menschen töten,

aber niemals

Wurzeln, Generationen und Kultur.

Mit Respekt,

Mohammad Osman Najib

 

این‌جا دو لینک از مقاله‌های مرتبط را که چند سال پیش نوشته شده را خدمت خواننده‌ی گرامی می‌گذارم:

۱- ماجرای قضای حاجت ناصرالدین شاه قاجار- سایت آریایی 

 

https://www.ariaye.com/dari17/farhangi/osmannajib16.html

۲- آخوند شیعه را با طالب سنی‌ چی‌کار؟ سایت مشعل 

http://mashal.org/blog/%D8%A2%D8%AE%D9%86%D8%AF-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%B3%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%9F/

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب