آرشیف

2017-6-15

عصمت الله راغب

آقای صالح صاحب هیچ شغل حکومتی نبود که از آن استعفا دهد

بی گمان آقای صالح یکی از غنیمت های روزگار کشوری ماست؛ توانایی های علمی و امنیتی شان با تجارب که از وضعیت های پیش آمده حاصل کرده است ستودنیست؛ اما یک حرف را نباید کتمان کرد که آقای صالح با پذیرش کرسی اتوپیایی( وزارت دولت در امورامنیتی) در یک مقطع احساس تنها قربانی یک سری مصلحت ها شد تا کسب منصب و مقام به معنای واقعی آن؛ اگرنه، نه وزارتی و جود داشت و نه هم وزیری . بست خیالی بنام "وزارت دولت در تعیینات و اصلاحات سکتورهای امنیتی" نه در تشکیل وزارت خانه های افغانستان جا دارد  و نه هم در فردای پس از امروز کسی یا تاریخ نویسی از این وزارت به رهبری صالح نام می برد.
این بست که به امضای فرمانروایی نامشروع ایجاد شد، نه باور مردم را با خود داشت و نه هم شایسته آقای صالح بود. تنها کاری که در این مدت صورت گرفت این بود که در همان اوایل هواداران آقای صالح با گزینش رهبر شان با هزارها پیام تبریکی به دنیای مجازی حضور فعال پیدا کردند و بار دیگر هم در روز استعفای رهبرشان وی را قهرمان  و وطن پرست خواندند. چیزی که در این میان فاصله از استخدام تا استعفا به چشم می خورد این بود که هوادارانش به درشت ترین رقم نشان دادند که در غم و شادی در کنار رهبر شان هستند. این درحالست که وزیر صاحب یک روز هم در این بست ماموریت نکرده است، چون این بست در خیالات تشکیل شده بود و پیش از اینکه زمینی شود در برزخ خیال و حقیقت عمرش به پایان رسید. پرواضح است که این وزارت در این چند ماه که از ایجاد آن می گذرد هیچ نوع عینیت و ملموسیت برای مردم افغانستان نداشته است تا هنوز نه کسی از بیرون آرگاه و بارگاه این وزارت را حس کرده است و نه هم آقای صالح با یک تشکیل که نماینده گی از یک وزارت کند بر این کرسی جلوس زده است.
پس به قول حضرت شاعر
خدایا به حق هشت و چهارت
ز مو بگذر شتر دیدی ندیدی
نه وزارت وجود داشت و نه هم استعفای در کار بود.
اگر رهبری حکومت وحدت ملی واقعاً در کفش خود ریگی ندارد چرا آقای صالح در سکتورهای امنیتی مثل ریاست امنیت ملی، وزارت دفاع و داخله تعیین نمی شود. آقای صالح بزرگتر از آن است که رهبران حکومت و حدت ملی با وی بازی موش و پیشک را به راه انداخته اند. آنچه با محترم صالح از سوی ارگ می گذرد جز خورد کردن آقای صالح در انظار عموم دیگر چیزی نیست، یک بار غنی در کمیسیون حقیقت یاب وی را مورد انتقاد تند مردم قرار داد و این بار هم  مصمم بود تا سیستماتیک تر دست و پای اش را با ایجاد بست که از اساس فاقد هرنوع اعتبار در نزد مردم افغانستان بود بسته و با یک دل مشغولی محض قامت استوارش را مانند ماه یک شبه دوتا کند. به هر حال بلا بود و برکتش نی!

با احترام
راغب
24 جوزا