X

آرشیف

آغاز چهارمین هفتۀ جنگ پاکستان و طالبان

 

تجاوز نظامی پاکستان بر خاک افغانستان و جنگ پاکستانی ها با طالبان امروز دوشنبه شانزدهم مارچ 2026  وارد چهارمین هفته می شود. هرچند جنگ در خاورمیانه که با تجاوز نظامی امریکا و اسرائیل بر ایران آغاز شد، جنگ پاکستان و طالبان را از سرخط  رسانه ها و شبکه های خبری بیرون کرد، اما این جنگ در سه هفتۀ گذشته متوقف نشد و از شدت تنش و خصومت طرفین که در مسیر غیر قابل بازگشت قرار گرفته است، نکاست.

 

تلفات طرفین

دو طرف روایات مختلف و متفاوت از عملیات نظامی خود و تلفات ناشی از این عملیات ارائه می کنند. پاکستان عملیات نظامی و جنگ خود را”غضب للحق” نام گذاشته اند و امارت اسلامی طالبان جنگ علیه پاکستان را، “ردّالظلم” می خوانند.

عطاءالله تارر وزیراطلاعات پاکستان دیروز ادعا کرد که در عملیات غضب للحق در این سه هفته، 684 نیروی طالبان کشته و بیش از 900 نفر زخمی شده اند.  همچنان پاکستانی ها ادعا دارند که بیش از سیصد پاسگاه نظامی را در امتداد مرز تخریب و یا  تصرف کرده اند.  این ادعاها و ارقام ارائه شده از سوی منابع مستقل مورد تائید قرار نگرفته و طالبان آنرا دروغ خوانده اند. طالبان تلفات خود را در این جنگ تا حالا 28 کشته و 42 زخمی گفته اند.

طالبان شمار کشته های نیروی نظامی پاکستان را در عملیات نظامی ردّ الظلم 327 تن و زخمی های این نیروها را 350 تن اعلان کرده اند و از تصرف و تخریب بیش از چهل پاسگاه نظامی پاکستان در امتداد مرز سخن گفته اند. این ادعا نیز مورد تائید منابع خبری مستقل قرار نگرفته است و پاکستانی ها تلفات خود را تا حالا 12 کشته و 27 زخمی گزارش داده اند.

تلفات غیرنظامیان در طول سه هفته جنگ نیز قابل ملاحظه است. یک مامورارشد سازمان ملل در افغانستان گفته است که اتا حالا بیش از 75 غیرنظامی کشته و 193 تن دیگر زخمی شده‌اند. بیشترین تلفات غیرنظامیان از افغانستان هستند.

 

جنگ زمینی

علی رغم عدم پوشش خبری منابع مستقل و حتی غیرمستقل از جنگ میا ن پاکستان و طالبان، این جنگ به خصوص در مناطق مرزی و در زمین از سوی منابع مطلع و شاهدان محلی بسیار شدید و خونین گفته شده است. گفته می شود که طالبان در حملات زمینی شان بر نیروهای پاکستان و بر پسته های نظامی پاکستانی در سراسر ولایت مرزی پکتیکا، پکتیا، خوست، ننگرهار، قندهار، زابل و هلمند برتری دارند. نیروهای طالبان در این حملات با انگیزه تر از نیروهای پاکستانی دیده می شوند و عمل می کنند، در حالی که نیروهای پاکستانی از خود ضعف نشان مید هند. یکی از دلایل ضعف نیروهای پاکستانی در مرزها این است که ملیشه ها و نیروهای سرحدی پاکستان که از میان پشتون های این کشور و در ایالات خیبرپشتونخوا است، انگیزه و تمایل ضعیفی برای جنگ با نیروهای طالبان نشان میدهند. طالبان در مرزها تلفات سنگینی بر نیروهای نظامی پاکستان وارد می کنند و در بسا مواقع پاکستانی ها پاسگاه های خود را رها می کنند و حتی کشته های خود را به جا می گذارند. تحویل دو جسد نظامی پاکستانی هفتۀ گذشته (9 مارچ 2026) در سپین بولدک قندهار از طریق صلیب سرخ به پاکستان و هم چنان بازگرداندن سه جسد نظامیان دیگر پاکستانی قبل از آن حکایت از این وضعیت دارد. همچنان گفته شده است که در مرز تورخم نیروهای طالبان تا چند کیلومتر به آن سوی مرز تا دامنۀ لندی کوتل پیشروی داشتند و سپس پاکستان با آتش شدید توپخانه و تانک طالبان را عقب راندند. گزارش یما بارز خبرنگار بی بی سی هفتۀ گذشته از مرز تورخم نشان میداد که جنگ شدیدی در تورخم واقع شده است.

 

نبردهوایی

پاکستان در این جنگ برتری مطلق هوایی دارد. طالبان نه تنها هواپیمای بم افگن و شکاری ندارند که مانع بمباران هوایی پاکستان شوند، بلکه فاقد ابزار موثر دفاع هوایی به خصوص سیستم های راکتی ضد هوایی هستند. از این رو هواپیماهای پاکستان پیوسته بر فضای کابل و ولایات مختلف شرقی و جنوبی ظاهر می شوند و بمباران می کنند. با وجود این، بمباران هوایی پاکستان نه تنها طالبان را به تغییر در موضع شان بر سر تی تی پی و مطالباتی که پاکستانی ها دارند، وا نداشته، بلکه این بمباران ها موثریت قابل توجه برای ضربه زدن به نیروهای نظامی و بشری طالبان نداشته است. برعکس بمباران هوایی پاکستان ده ها نفر غیر نظامی به شمول کودکان و زنان را در افغانستان کشته و زخمی کرده  که این کشتار بر مبنای قواعد بین المللی و اخلاقی یک جنایت آشکار شمرده می شود.

نکتۀ قابل توجه و پرسش برانگیز این است که ارتش پاکستان به عنوان یک ارتش اتمی و مقتدر منطقه و برخوردار از تکنالوژی مدرن نظامی چرا در بمباران های هوایی خود مرتکب قتل غیرنظامیان و ویرانی خانه های آنها می شود؟

طیارات پاکستانی در بمباران شب سیزدهم مارچ (سال روان 2026) در منطقۀ پلچرخی کابل به جای قول اردو و قرارگاه نظامی مستقر در این ساحه، منطقۀ مقابل آنرا که محل کار مردم ملکی برای تولید ریگ و هم چنان در جوار آن خانه های مسکونی مردم قرار داشت، بمباران کردند و چهار نفر به شمول دو زن را کُشتند و بیش از سی نفر دیگر به شمول کودکان و زنان را زخمی کردند. گفته می شود که پاکستان در بمباران های هوایی بیشتر از طیارات چینی که در پاکستان مونتاژ می شود که مهم ترین آن جی اف 17 تندر است، استفاده می کنند. صرف نظر از هر دلیلی که برای بمباران خانه های مردم و کشتار غیرنظامیان باشد، علاوه بر اینکه این کشتار یک جنایت است، ناتوانی و ناکامی ارتش اتمی پاکستان را به نمایش میگذارد.

اما تحول مهمی که در نبردهوایی میان دو طرف به خصوص پس از هفتۀ نخست جنگ بوقوع پیوست، استفادۀ طالبان از هواپیمای بی سرنشین(پهپاد/درون) در حمله به داخل پاکستان به شمول پایتخت است. طالبان تا کنون چند بار با درون یا پهپاد به پاکستان حتی در شهر های راولپندی و اسلام آباد حمله کرده اند. هر چند این حملات به تلفات و تخریب قابل ملاحظه نینجامیده اما نگرانی و ترس را میان مردم و حتی دولت پاکستان بوجود آورده است.

طالبان چگونه به پهپاد دست یافتند و آیا می توانند با استفاده از انواع پهپاد، پایتخت و دیگر شهرهای پاکستان را همیشه در ترس و تهدید نگهدارند؟

دسترسی به پهپاد یا هواپیماهای بی سرنشین از طریق خریداری نوع تجارتی آن از چین و بازارهای دیگر که به آسانی می توانند آنرا برای اهداف نظامی تغییر دهند، نه تنها برای طالبان آسان است، حتی احتمال این وجود دارد که کشورهای منطقه مانند هند، روسیه و جمهوری اسلامی ایران آنها را در این مورد کمک کنند. این احتمال را باید در دو نکته جستجو کرد که این کشورها و حتی چین نمی خواهند طالبان تضعیف شوند و تسلط انحصاری و یکدست خود را بر جغرافیای افغانستان از دست بدهند.

نخست اینکه، کشورهای نام برده نگرانی دارند که با تضعیف طالبان و به خصوص تضعیف آنها در ولایات شمال و غرب، داعش تقویت شود. این کشورها به خصوص روسیه، آسیای میانه و ایران به توانایی و ظرفیت مخالفان طالبان در ولایت شمال و غرب تردید دارند و احساس می کنند تضعیف طالبان در این ولایات به تقویت داعش می انجامد. طالبان نیز با آگاهی از این نکته آنرا برجسته می سازند و در بحث های امنیتی و استخباراتی با این کشورها هُشدار می دهند. احساس و نگرانی این کشورها بی مورد نیست، چونکه مخالفان طالبان در این تقریباً پنج سال نشان دادند که توانایی و ظرفیت کارعملی را در مخالفت های خود ندارند.

دوم اینکه، این کشورها نگرانی این نیز هستند که جنگ پاکستان علیه طالبان پروژۀ امریکایی ها باشد تا با تقویت داعش و گروه های افراطی و ستیزه جو آن کشورها را نا امن بسازند.

روس ها افزون بر ملاحظاتی که گفته شد و ممکن است با طالبان حتی به همکاری نظامی از طریق فروش تسلیحات دست بزنند، کینه و عقده مندی خود را در برابر پاکستان که در دهۀ هشتاد پای ارتش آنها را درتلۀ افغانستان گیرانداخت، فراموش نمی کنند. احتمال دارد که آنها این فرصت را فرصت گرفتن انتقام از پاکستان تلقی کنند.

البته هندوستان به عنوان دشمن سنتی و اصلی پاکستان بیشتر از هر کشور دیگر متوجه است تا پاکستانی ها را بیشتر از این از دسترسی به عمق استراتژی در افغانستان دور بسازند و آنها را در مرزهای غربی شان بسوی تنش و ناامنی پایدار بکشانند. حتی گفته می شود که هندی ها راکت های بالستیک تاکتیکی اسکاد موجود در دسترس طالبان را باز سازی کرده و با بالابردن بُرد آن این امکان را به طالبان فراهم کرده اند تا اسلام آباد پایتخت پاکستان  را مورد هدف قرار دهند، هر چند این خبر هنوز در منابع رسمی و موثق تائید نشده است. اینکه هُشدار رحیم الله بریال معاون سخنگوی وزارت داخله دیروز در کابل که گفت: چیزی رخ خواهد داد که پاکستان حتی تصورش را هم نکرده است، به این موضوع ارتباط داشته باشد یا نه، نمیتوان آنرا تائید یا تکذیب کرد.

طالبان موضوع دسترسی به درون یا پهپاد را بصورت علنی و رسمی بیان کرده اند و منابع آگاه از مونتاژ و تولید پهپاد در لوگر و برخی ولایات دیگر سخن می گویند. گفته می شود که بُرد پهپادهای که تولید و مونتاژ می شود از 160 تا 400 کیلومتر می رسد و تا 60 کیلوگرام مواد منفجره را با خود حمل می کنند. این به معنی اصابت آسان پهپادها به اسلام آباد پایتخت پاکستان است. طالبان ادعا کرده اند که تا حالا پایگاه ارتش پاکستان در کوهات، نوشهره، جمرود، ایبت آباد و فیض آباد در اسلام آباد و حتی پایگاه هوایی نورخان در راولپندی را مورد حملۀ پهپادهای انتحاری قرار داده اند.

 

مذاکرات بی نتیجه

در بحوحۀ جنگ هفتۀ قبل در یازدهم مارچ سال روان 2026 یک هیئات سه نفری در ظاهر غیر رسمی از پاکستان برای مذاکره به کابل آمد. جالب این بود که در رأس این هیئات مولانافضل الرحمن خلیل قرار داشت. مولانا عبدالله شاه مظهر و مولانا ساجد عثمان دو عضو دیگر این هیئات بودند. منابع مطلع گفته اند که فضل الرحمن خلیل عضو آی اِس آی است و در اختطاف هواپیمای مسافری بری هند که در 24 دسمبر 1999 به قندهار آورده شده بود، دست و نقش داشت.  در این طیاره ربایی ربایندگان پاکستانی موفق شدند که  مسعود اظهر بنیانگذار جیش محمد در پاکستان را از زندان های هند آزاد کنند. مولانا فضل الرحمن خلیل همچنان در دهۀ 1990 در تاسیس انجوی الرشید تراست مشارکت داشت که هر چند پس از سال 2001 در پاکستان غیرقانونی اعلان شد و خودش در اتهام به فعالیت در گروه های تروریستی از نظر امریکا تحت تحریم و تعقیب قرار گرفت، اما علی رغم آن گفته شده است که وی با امریکایی ها در طول سال های جنگ شان در افغانستان رابطه و همکاری داشت. این در واقع یکی از تناقضاتی است که به کثرت میتوان میان حاکمان و سیاستمداران پاکستان متعلق به گروه های مختلف مشاهده کرد.

نکتۀ سوال برانگیز این است که پس از بازگشت این هیئات به پاکستان، بمباران پاکستانی ها و جنگ های مرزی شدت گرفت. طیارت پاکستان در چند نوبت ولایات کابل، قندهار و پکتیا را بمباران کردند و در ولایات دیگر مانند ننگرهار، کنرها، خوست، زابل و پکتیکا نیز برخورد های نظامی در مرز شدت یافت. رسانه های پاکستان ادعا کردند که شب چهاردهم مارچ(23 حوت 1404 خورشیدی) طیارات پاکستان مقر نیروهای خاص رهبری طالبان را در قندهار بمباران کرد که این در نوع خود بی سابقه و برای نخستین بار بود. هرچند ذبیح الله مجاهد بمباران مرکز نیروهای ویژه را در قندهار رد کرد و گفت که پاکستانی ها چند کانتینر خالی و یک مرکز دارالایتام را بمباران کردند که تلفات جانی نداشت.

 

تبعات این جنگ برای دو طرف چیست؟

اینکه پاکستان می تواند با بمباران مدوام هوایی بر مراکز نظامی طالبان و یا بر خانه های مردم افغانستان در شهرها و روستاها به آنچه که از طالبان می خواهد دست خواهد یافت، باید با دیدۀ تردید نگریست، اما طالبان نیز برندۀ این جنگ نیستند.  آنچه که طالبان در این تقریباً پنج سال حاکمیت و امارت خود به عنوان مهم ترین و برجسته ترین نکتۀ مثبت مطرح و ارائه کردند، امنیت سرتاسری و فراهم بودن  طرح ها و برنامه های اقتصادی و تجارتی با مشارکت کشورهای منطقه در افغانستان است. در حالی که دروازۀ  تعلیم و تحصیل بروی دختران و زنان که نیم جمعیت کشور را تشکیل میدهند، هم چنان مسدود است، افغانستان قانونی اساسی ندارد، شورا یا پارلمانی به عنوان قوای مقننه وجود ندارد، تفکیک قوای ثلاثه  دیده نمی شود، مناسبات رسمی و دیپلوماتیک معلق است، وجود بمباران مداوم پاکستان و برخورد های شدید و بلاوقفۀ نظامی در مناطق سرحدی ضربۀ شدید هم بر امنیت و هم بر اقتصاد و تجارت در افغانستان وارد می کند. در چنین وضعیت، کشورهای منطقه حاضر به مشارکت در برنامه های اقتصادی و سرمایه گذاری در افغانستان نمی شوند. ادامۀ این وضعیت مردم افغانستان را در فقر شدید تر و درماندگی بیشتر فرو می برد.

 

محمداکرام اندیشمند

شانزدهم مارچ 2026

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب