X

آرشیف

قسمت چهارم و آخرین قسمت مقاله مولانا معتصمی غوری

بحث چهارم دربیان بعض مسائلی نسبتاً عقیدتی
این بحث مشتمل بر شش مسئله است.
مسئله اسباب ومسببات
مسئله سرایت امراض
مسئله دعاء ورقیه
مسئله سحروجاد و
مسئله نظرکردن و چشم زخم
مسئله جنّ وتعلقات آنها به انسان ها
مسئله اسباب ومسببات

این مسئله مشتمل بر سه مطلب است : معنی خلق ومراد از خا لقیت الله (ج) – بیا ن اعتبا ر اسباب از نظر شرع اسلامی- آیا حوادث وموجودات طبعی میتوانند اسباب ظاهری وباطنی باهم داشته با شند.
مطلب اوّل تعریف خلق
خلق در اصل بمعنی تقدیر واندازه کردن است ودر اصطلاح:« ایجاد شئ علی تقدیر واستواء» هست کردن یک چیز است ، موافق اندازه تعییین شده از پیش و برابر باآن.واز آن به تکوین ،احداث ،ابداع،اختراع،صنع وغیره نیز تعبیر می شود.
خلق وتکوین، صفت مخصوص واجب الوجود است وازلی وقد یم است. اهل سنّّت وجماعت بر این اتفاق نظر دارند که الله (ج) خا لق وآفریننده جهان وهر جزء وذرّه از اجزاء وذرات آن است. چنانچه الله (ج) می فرماید :« ذالک الله ربکم لااله الاّ هو خالق کلّ شئ فاعبدوه وهو علی کلّ شئ وکیل» الانعام (103) این است خدا پرورد گار شما نیست هیچ معبود غیر از او آفریننده هر چیز است وبر هر چیز کار ساز است.
« شئ در این آیه وامثال آن بمعنی« مشئ » اسم مفعول است ای هر موجود که ما سوی الله (ج) می باشد واراده او تعالی به آن تعلق می گیرد، مخلوق الله (ج) است.
مطلب دوم در بیان اعتبار اسباب از نظر شرع
هیچ شبهه ای در این وجود ندارد که اسباب از دیدگاه شرع اسلامی معتبر است. اگر به قرآن عظیم الشأن واحادیث نبوی مراجعه کنیم بطور واضح می بینیم که مسببات را به اسباب آنها ارتباط می دهد، دائره بیان به آن اسبا بی که شرع اسلامی به آنها سخن گفته است احاطه کرده نمی تواند.بدین جهت علمای علم کلام فرمودند:«لیس القول بالاسباب المعدة ممنوعاً فی الشرع بل قد نطق الشرع باثبات الاسباب فی موا ضع لاتحصی .» اما م ابن العز الحنیفی می فرما ید:« محو الاسباب ان تکون اسباباً نقص فی العقل والاعراض عن الاسباب بالکلیة قدح فی الشرع.» به هر حال اعتبار اسباب از اموری است که علمای اسلامی در آن اتفاق نظر دارند ولی در کیفیت اعتبار آنها به سه قول اختلاف نموده اند:
1- اول قول معتزله که قائل به تلازم ذاتی بین سبب ومسبب می باشند ومیگویند هرگاه سبب موجود شد، مسبب نیز موجودمی گردد اما این مذهب باطل است چون دراین صورت برای قدرت خدا درخواص اشیاء تعلقی باقی نمی ماند.
2- دوم ظاهر مذهب اشاعره است که می گویند:« الله یفعل عند السبب» به این معنی که عادت الله(ج) بر این جاری شده که فعلش را در نزد سبب انجام می دهد، مسبب را زمانی می آفریند که سبب به آن مقترن گردد. مثلاً آتش سببی برای احراق است وآن در واقع فعل خداوند(ج) ومخلوق اواست ولی عادت الهی بر این جاری شده که این فعل را زمانی انجام می دهد كه ماده قابل حرق به آتش نزدیک گردد واگر او اراده کند وبخواهد آتش سوختانده نمی تواند، چنا نچه حضرت ابراهیم خلیل در آتش انداخته شد اما آتش اورا نسوختاند چون اراده واذن الله (ج) به آن نبود.
3- سوم مذهب ما تریدیه وامام محمد غزالی رحمه الله وشیخ الاکبر محی الدین بن عربی است که می گویند:« الله یفعل با لسبب » به این معنی که الله (ج) در سبب نیرو وقوه ای را نهاده است که به اراده واذن الهی در مسبب اثر می کند ومسبب بوجود می آید واگر الله(ج) نخواهد سبب در مسبب اثر کرده نمیتواند پس خالق وموجد سبب ومسبب الله(ج) است وسبب صرف آله ای برای فعل او می با شد.
امام شیخ اشرف علی تهانوی رحمه الله می فرما یند:«قادر مطلق چنانچه اسباب طبعی را بدون از اسبا ب آفریده است واگر نه تسلسل لازم می آمد وآن محا ل است، همچنان قادر است که مسببات را بدون از اسباب بیا فریند در نها یت امر این یک چیزی بعیدی است ولی محا ل نیست چقدر میان این دو (بعید ومحال)فرق است .» از آنچه گذشت واضح شد که هیچ منافاتی میان خالقیت الله(ج) واسباب طبعی وعلل ظاهری وجود ندارد چون اسباب وعلل ظاهری خالق وموجود نیستند بلکه آلاتی برای فعل خالق اند. 
مطلب سوم در بیان اینکه آیا جمع میان اسباب ظاهری وباطنی ممکن است ؟
انسانها به تجربه وحس ومشاهده درک می کنند که مسببات به اسباب خود مرتبط اند مثلا آتش می سوزاند ،آب سیراب می کند، غذا سیر می سازد ولی شرع اسلامی گاهی اسبابی دیگری را مانند ملائکه ، شیاطین وجن وغیره ذکر می نماید مسببات را به آنها ارتباط می دهد پس سوال در اینجاست که آیا می شودکه برای وجود یک شئ سه چیز باشد علت حقیقی یا خالق ، سبب ظاهری وسبب باطنی به گرد آمدن هر سه، معلول موجود گردد در جواب باید گفت بلی همین طور است. هیچ اشکالی در این کار دیده نمی شود، خالق، فاعل وموجد وعلت حقیقی،صرف الله (ج) است. اسباب آلاتی برای فعل الله جل جلاله است. برای انجام دادن یک فعل می شود که ا ز چند آله کار گرفت لذا ممکن است بلکه واقع است که یک مسبب دارای دو سبب یا زیاد تر از آن باشد وبه فراهم گردیدن همه آنها مسبب به وجودآید .
شرع اسلامی اغلب اسباب باطنی را که عقل، درایت، تجربه انسانی از کشف آنها نا توان است، ذکر می نماید وبیان می کند. علامه شاه انور شاه کشمیری دیوبندی(رحمه الله) در این زمینه می فرماید:« همانا اسباب یا ظاهری است یا باطنی قسم اول به حس ومشاهده معلوم است نیازی به تنبیه بر آنها نیست. شرع اسلامی اسباب باطنی را که به حس درک نمی شوند بیان می فرماید.» 
اما اینکه انسان به حس وتجربه خویش نمی تواند اسباب معنوی وباطنی را درک کند دلیلی برعدم وجود آنها نیست ،چون عدم علم بر یک چیز دلیلی بر عدم وجود آن نمی باشد. حتی دانشمندان علوم تجربی اینک به این حقیقت پی بردندواعتراف می نمایند که ماورای اسباب ظاهری ،اسباب باطنی نیز وجود دارند، چنانچه شارل ریشه دانشمند بزرگ وعضو مجمع علمی، استاد فیز یولوژی در دانشگاه پزشکی فرانسه گفته است: چرا ما نباید با صدای بلند اعلام نماییم.علمی که تا این اندازه به آن افتخار می کنیم در حقیقت چیزی جز درک وتشخیص ظاهر وآثار اشیاء نیست ، حقیقت وماهیت اشیاء از ما مخفی وپنهان است، طوریکه ما نمی توانیم با حواس آن را درک نمائیم ماهیت وحقیقت (نوامیس)که موجودات جان دار ویا بی جان را اداره می کند بالا تر از آن است که عقل ما با آن دسترسی پیدا نماید.»
ومخترع برق گفته است :« از یک درصد مجموع دانستنی ها، ما فقط یک ملیونم آن را می دانیم .»
نیوتن همه چیزهای را که بشر باید بداند بخلیجی تشبیه کرده وگفته است :« من وهمکارانم فقط چند دانه ریک از این پهنائی وسیع برداشته ایم .»
از این سخنان پی می بریم که مجهولات بشرنسبت به چیزهای که می داند بسیار زیاد است . باید بشر به دانستن چیزهای، د چار غرور علمی نگرددکه همه آنچه را ندانست نفی کند.

مسئله سرایت امراض
این مسئله مشتمل بر چهار مطلب است :تقسیم امراض از دیدگاه طب جدید- ذکر روایاتی که در رابطه به ساری بودن بیماری ها وارد گردیده است- وذکر توجیهات وسخنان علماء ومحدثین برای رفع تعارض از آنها- ترجیح قول راجح از میان آنها.
مطلب اول تقسیم امراض از دیدگاه طب جدید
می دانيم که از نظر طب جدید بیماریها به دو دسته مهم تقسیم می گردد بیماریهای عفونی وبیماریهای غیر عفونی
1- بیماریهای عفونی یا بیماریهای انتانی بیماریهای است که به توسط موجودا ت زنده از قبیل باکتری ها، ویروسها، فنگس ها وطفیلی های داخلی به وجود می آیند ما نند بیماری توبرکلوز ، تیتانوس، سینه بغل، سوزاک وسفیلس، محرقه ، سرماخوردگی، سرخکان ،آبله، فلج، ایدز، دیسانتری، ملاریا، وامثال آنها.
بیماریهای عفونی ساری بوده ممکن است که از یک شخص به شخص دیگر از طریق تنفس ، ومقاربت جنسی یا تماس انتقال یابد .
2- بیماریهای غیر عفونی
بیماریهای غیر عفونی یا غیر انتانی بیماریهای اند که به سبب موجودات زنده وجود نیامده بلکه عوامل داخلی یا خارجی دیگری دارندمانند حمله قلبی، سرطان، سوء تغذی، کم خونی، جاغور، حساسیت ها، تسمما ت، تکالیف روانی.
بیماریهای غیر عفونی از یک فرد به فرد دیگر قابل انتقا ل نیست .
بعضی از موجودات زنده ای که عوامل بیماری های انتانی اند گاهی وارد بدن یک شخص می گردد وبدن او در برابرآن معافیت حاصل می نماید واو تندرست وصحتمند است ولی قابلیت انتقال بیماری رابه فردی دیگر دارد.
نکته دیگر اینکه تحقیقات علمی نشان می دهد که تفکر غلط ،تشویش ونگرانی ، افسردگی، وسوسه، تردید ودودلی، علاوه براینکه موجب بیماری های قلبی، زخم معده ،زخم اثنی عشر، سوءهاضمه ، روماتیسم، قند، فشار خون بالا می شود سبب آزاد شدن هورمونهای از مغز می گردد که روی گلبولهای سفید خون وسائر قسمت ها ی دستگاه دفاعی بدن اثر می گذارند ود ستگاه ایمنی بد ن را خسته می کنند وبدن را برای پذیرش انواع بیماریها آماده می سا زند.
مطلب دوّم در بیان روایاتی که در مورد سرایت امراض آمده است.
در مورد این مسئله احا دیث وروایاتی وجود دارد که در ظاهر از آنها تعارض نمودار می گردد که پاره از آنها ذیلاً بیا ن می شود.
-1ان اباهریرة (رض) قال انّّ رسول الله(ص)قال:لا عدوی ولا صفر ولا هامة فقال اعرابیّ یا رسول الله فما بال ابلی تکون فی الرمل کانها الظباء فیأتی البعیر الاجرب فیدخل بینها فیجربها فقال: فمن اعدی الاول رواه البخاری فی کتاب الطب ج2/853.
-2( سرایت امراض نیست، تشاؤم به ماه صفر نیست، وتشاؤم به جغد نیست، مرد بادیه نشینی گفت:چیست کار شتران من چیست که در ریگستان به سر می برند (دردرخشندگی وتازگی) همچون آهوان می با شند شترگرگی می آیددرمیان شان وارد می گردد پس آنها را نیز گرگ می سازد رسول اکرم (ص) در جواب فرمود:پس چی کسی گرگی را به شتر اول سرایت داد.)
مطلب رسول اکرم (ص) این است که سرایت در بیما ریها نیست آن کسی که شتر اوّل را گرگ ساخته است شتران دیگر را نیز گرگ گردانیده است .
2- عن جابر انّّ النبی (ص) أکل مع مجذوم وقال ثقة با لله وتوکلاً علیه. » رواه ابوداود والترمذی (جابر روایت نموده است که نبی اکرم (ص) با شخصی که به بیماری جذام( خوره) مصاب بود غذا خورد در حا لی که گفت: اعتماد به خدا وتوکل به او دا رم.)
3- عن النبی (ص) انّه قا ل :اذا سمعتم با الطاعون بارض فلا تدخلوها واذا وقع بارض وانتم بها فلا تخرجوا منها رواه البخاری.
(نبی اکرم (ص) فرمودند: زمانی که شنیدید که در یک منطقه طاعون شیوع پیدا کرده است، پس وارد آن نگردید. وزما نی که در سر زمینی واقع شد که شما درآنجا بودید از آنجا بیرون نگردید.
این حدیث دلالت می کند که بیماری طاعون ساری است درمنطقه که شیوع پیدا کرده کسی وارد آن نگردد،تاآنکه به این مصاب نشود ،وازآنجا کسی بیرون نگردد،که مباداعامل بیماری را با خود به دیگر جا انتقا ل دهد اگر چه خود ش صحت مند است.
4- قال ابوسلمة سمعت اباهریرة عن النّبی (ص) قا ل: لایورد المُُمرض علی المُصح رواه البخاری.
(صاحب گوسفند های بیمار، گوسفندانش را بر صاحب گوسفندان صحت مند وارد نگرداند.) این حدیث دلالت بر سرایت بیماریها دارد.
5- یقول ابوهریرة قا ل رسول الله(ص) لا عدوی ولا طیرة ولا هامةولاصفر وفرّّ من المجذوم کما تفرّ من الاسد رواه البخاری فی کتاب الطبّ.
(سرایت امراض نیست، بدشگونی نیست، بدفالی به جغد وبدفا لی به ماه صفر نیست از شخصی که به جذام گرفتار است فرار کن چنانچه از شیر فرار می کنی.)قسمت اوّل این حدیث دلالت بر عدم سرایت امراض دارد و قسمت اخیر آن دلالت بر سرایت امراض دارد.
مطلب سوم دفع تعارض از روایات واحادیثی که ظاهر با هم متعارض است.
از ظاهر احادیث مذکور تعارض نمودار می شد شارحین حدیث برای دفع تعارض ازآنها اقوالی متعددی راذکر نموده اند که علاّمه حافظ ابن حجرعسقلانی آنها را نقل کرده است، در اینجا فشرده آنها ذکر می شود
1- وجه اوّل روایاتی که دال برعدم سرایت امراض است بر روایاتی که دلالت بر سرایت بیماریها دارد،ترجیح داده می شود.
2- وجه دوم روایا تی که برساری بود ن بیماریها دلالت دارد برروایاتی که بر عدم سرایت دلالت دارد،ترجیح داده می شود.
3- وجه سوم این که بیماریها ساری نیست، وامر به فرار از مجذوم به جهت رعایت خاطر مجذوم است که به دید ن شخص صحت مند اندوهگین نشود وحسرت او افزایش نیابد.
4- وجه چهارم آنچه است که قاضی ابوبکر باقلانی گفته است:که « لاعدوی» عام است وبه فرّ من المجذوم تخصیص یافته است. حاصل آن این است که بعض بیماریها ساری نیست وبعض بیماریها ما نند جذام وامثال آن ساری است.
5- وجه پنجم آنچه است که ابن قتیبه اختیارنموده است که امر به فرار از مجذوم از باب عدوی نیست بلکه آن برای امر طبعی است که انتقال بیماری از جسدی به جسد دیگر بواسطه ملامست ومخالطت وبوئیدن انجام می یابد.
6- وجه ششم اینکه هیچ بیماری مسری نیست وامر به اجتناب از مجذوم محمول بر قطع ماده وسد ذریعه است تا آنکه شخص مخالطت کننده با بیماراگر مریض شود گمان نبرد که به سبب تماس با بیمار مریض گردیده است.
7- وجه هفتم این که خطا ب به نفی واثبات محمول بر دوحا لت مختلف است پس هر جا که لاعدوی آمده است مخا طب به آن کسی است که یقین او کامل وتوکل اوصحیح می باشد وبه نحوی که قدرت آن را دارد که از خود اعتقاد عدوی را دفع سازد. وهر جافرّ من المجذوم آمده است مخا طب به آن کسی است که یقین آن ضعیف وتوکل آن نا قص است وقدرت دفع اعتقا د سرا یت امراض را از خود ندارد پس به خاطر سد در وازه اعتقا د به سرایت امراض این دستور برای اوداده شده است.
8- مراد به نفی عدوی این است که چیزی به طبیعت خود سرایت نمی کند .این نفی آنچه است که جا هلیت به آن اعتقاد داشت که امراض به طبعیت خود بدون از استناد به الله (ج) سرایت می نمایند پس نبی اکرم(ص) این اعتقاد شان را با طل گرداند (وفرمود:لاعدوی)وبافرد جذام دار غذا خورد تا آنکه برای شا ن واضح سازد که الله (ج) کسی است که بیمار می سازد وشفا می دهد وآنان را از نزدیک شدن به آن نهی نمود وفرمود:« فرّ من المجذوم فرارک من الاسد» وهمچنان گفت :« لا یورد ممرض علی المصحّ » ودر مورد طاعون گفت:«من سمع بارض فلا یقد م علیه»تا آنکه برایشان واضح سازد که این از اسبابی است که عادت الله (ج) بر این جاری گردیده است که به مسبّبا ت مفضی می گردند. پس در نهی او اثبات اسبا ب است وبه فعل آن اشاره است بر اینکه اسبا ب استقلالی ندارد بلکه خدا وند (ج) ذاتی است که اگر بخواهد نیروهای که در اسبا ب نهفته است سلب می سا زد. آنچه ذکر شد نظر بیهقی است که ابن صلاح وکسا نی دیگر اورا پیروی کردند
مطلب چهارم ترجیح وجه راجح
از میان وجوه هشتگانه ای که به جهت رفع تعارض ذکر گردید توجیه چهارم، هفتم وهشتم نسبت به وجوه دیگر، راجح تر نمودار می گردد. بنا بر توجیه چها رم که نظر ابوبکر با قلانی است چنین می گوییم که حدیث« لا عدوی» وحد یث « فمن اعدی الاوّل » محمول بر بیماریهای غیر عفونی وانتانی است که ساری نیستند وحدیث«فرّ من المجذوم فرار ک من الاسد »وحدیث«لا یورد ممرض علی مصح » وحدیث«من سمع بارض فلا یقد م علیه » محمو ل برآن د سته از بیماریها است که عفونی وانتانی گفته می شوند وبه توسط موجودات کوچک زنده ما نند باکتریها وویروسها وآمیب ها به وجود می آیند. وهمه این اسباب اند واز دائره اراده ،خلق وقضا وقدر الهی بیرون نیستند.
بنا بر توجیه هشتم که از بیهقی بود چنین می گوییم که بیماریها حتی بیماریها ی ساری به ذا ت خود ساری نیستند صرف به عنوان سبب می شود که آنها را پذیرفت وچنین دانست که به وفق اراده واذن الهی وخلق او این ها سرایت می کنند.
بنا بر توجیه هفتم می توان چنین گفت که شخص قوی الیقین وصاحب توکل کا مل چنانچه قدرت آن رادارد که از خود اعتقاد عدوی را دفع سازد،همچنان بدن او در برابر باکتریها وویروسها مقاومت بیشتری دارد وبیماریهای انتانی- ومسری کمتر مصاب می گردد اما انسا نی بی توکل ،ضعیف النفس، متردد چنانچه اگر به مریضی در اثر اختلاط مصاب گردد قدرت دفع اعتقاد سرا یت امراض را ندا رد، همچنان بد ن اومقاومت کمتری را در برا بر باکتریها وویروسها داشته وآسان تر به بیماریها مصاب می گردد چنانچه در ابتدای این بحث به آن اشاره گردید.
خلاصه کلام اینکه زمانی که ما الله(ج) راخالق ،هرچیز وعالم به هرچیز دانستیم وپذیرفتیم که تمام اشیاء وحوا د ث از دائره اراده، اذن ،خلق ،قدرت وعلم او بیرون نیست، هیچ اشکا لی ندارد که چیزهای دیگری را به عنوان اسباب پذیرفته ومسببا ت را به سوی آنها نسبت دهیم. بنابراین اگرکسی عقیده کند که بعض بیماری ها به سبب موجودات ریزی به نام مکروب ها وویروس ها به اذن واراده الهی موجود می شوند واین موجودات ذره بینی مجسب مشیت خداوندی بیماریهارا ازافرادی به افرادی انتقال می دهند، هیچ حرفی درچنین اعتقاد وباور وجودندارد، ولی اگرفکرکند که میکروب ها وویروس ها به ذات خود بیماری زارند وبدین طریق بیماری ها ساری اند، این اندیشه وعقیده خطرناکی است که دراسلام جای برای آن نیست.
مسئله دعاوورقیه
سخن ما درمورد دعا ورقیه از چند وجه است تعریف دعا ورقیه – شبه ای در مورد دعا ورقیه وجواب از آن.
تعریف دعا ورقیه
الدعا کلام انشائی دالّ علی الطلب مع خضوع او انّه طلب الفعل مع التسفل والخضوع او طلب الفعل مع مزید تضرع.
دعا کلام انشائی است که بر طلب یک چیز از مخا طب با فروتنی دلالت دارد. یا اینکه طلب فعل است با همراه فروتنی وخود رایان بحساب آوردن و یا طلب فعل است با همراه زیاد زاری کردن.
رُقِِیه به ضمّ را وسکون قاف ویا کسر قاف ،دعاء وتعویذ وافسون را می گویند وجمع آن رُقُی به ضم را وقاف ورُقیا ت ورُقَیا ت می آید.
شبهه ای در مورد دعاورقیه وجواب ازآن
دراینجااین شبهه مطرح می شودکه بیماری ها یا در اثرعوامل خارجی ایجاد می شوند مانند با کتریها، ویروس ها، انگل ها ویا به اثر دگرگونی در عضویت به میان می آیند مانند سرطان،برص، روما تیسم وغیره.معا لجه بیماری ها به چیزی می شود، که عوامل بیماری را از میان بردارد، دعاء ورقیه چه تأ ثیری در علا ج آنها دارد؛چون دعا خوان صرف چیزهای را به زبا ن می آورد یا بر روی کاغذ می نویسد واین هیچ ارتباطی به بیما ریها ندارد.
رفع شبهه 
رفع این شبهه زمانی می شود که ما اثرات وفوائد دعا ورقیه را بیان نما ئیم،دعا ورقیه مشتمل بر فوائد گوناگون است :
1- دعا أجابت می شود
ما ایما ن داریم که الله (ج) خالق وپروردگار تمام کائنات است واوحکیم وقادر وعلیم است وبه بندگانش نسبت به هر کس بیشتر مهربان ورحیم است واوست که بیمارمی سازد وشفا می دهد «واذامرضت فهو یشفین» وتداوی را صرف به عنوان یک سبب مقد ر نموده است وبدون از آن نیز قد رت دارد که شفا عنا یت فرما ید لذا اگر یک شخصی با یقین واخلاص واحساس نیاز ودردمندی به سوی او تعالی روی آورد وشفای بیماری خود ویاشفای بیماری همنوع خویش را از اوبطلبد. الله (ج) دعاءاورا اجابت می کند وبیماری را شفا می دهد. دعا ورقیه وتعویذ نیز از جمله اسبابی می باشد که الله (ج) شفا را در نزد آنها خلق می نما ید.
به آیات و احادیث ذیل توجه فرمایید:
(1)- « واذا سألک عبادی عنّی فانّی قریب اُجیب دعوة الدّاع إذا دعان » البقرة: 186
(هنگامی که بندگا نم ازتو در باره من سوال کنند بگو من نزدیکم دعای دعا کننده را آن گاه که مرا بخواند اجابت می کنم )
(2)- « أمّن یجیب المُضطّر إذا دعاه ویکشف السّوء ویجعلکم خلفآء الارض أءِله مع الله قلیلاً ما تذّ کرون »النمل:62
(آیاآن کیست که دعای درماندگان را هنگامی که اورا بخوانند ، اجابت می رساند وبدحالی را ازآنان برطرف می سازد شما را جانشینان اهل زمین قرار می دهد آیا با وجود خدای یکتاخدای هست (هر گیز نیست لیکن ) اندکی پندمی پذیرید.)
(3) – « وقال ربّکم ادعونی أستجب لکم إنّ الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنّم داخرین » غافر:60
( پروردگار شما گفته است که مرا بخوانید تا دعای شما را اجابت کنم کسانی که از عبا دت من انکا ر می ورزند به زودی با ذلت وخواری وارد دوزخ خوا هند شد.)
نبی اکرم (ص) فرموده:« واستقبلو امواج البلاءبالدّّعاء والتضرعّ» رواه ابوداود والطبرانی واحمد وخطیب.
با امواج بلا با دعا وزاری (به بارگاه الهی ) مقابله کنید.
نیز فرموده:« لا تعجزوافی الدّعاء فانّه لن یّهلک مع الدعاءأحد»
رواه ابن حبان والحاکم ( از دعا کرد ن عاجز نمانید زیرا با دعاکسی هلاک نخواهدشد.)
البته شرائط زمانی ،ومکانی، وحالی است که بارعایت آنها دعا آسان تر مقرون به اجا بت می گرد د. که ازهمه مهمتر، اخلاص، بی قراری،دردمندی، خشوع وخضوع وزاری، وخشیت وانابت، اصرار واضطرار ویقین داعی به اجابت دعا ست .
الله (ج) فرموده است :« اُدعوا ربّکم تضرّعاً وخفیة انّه لا یحّب المعتدین» الأعراف:55 بخوا نید پروردگار خودرا زاریکنان وپنهانی او از حد گذرندگان را دوست ندا رد.
ونیز فرموده است :«فادعوا الله مخلصین له الدین ولو کره الکافرون» غافر:14 (بخوا نید الله را در حالی که خا لص کننده با شید عباد ت را برای او اگرچه کافران بد پندارند.)
انا بت واصرا ر واضطرارداعی به قدری در اجابت دعاءمؤثر است ونقش سر نوشت ساز دارد تا آنکه خداوند (ج) دعاء مشرکان وکافرانی را که در لبه وادی هلا کت قرار می گیرند واز همه اسباب ظا هری دنیوی قطع امید نموده وبه الله (ج) روی می آورند وبا دردمندی وخشوع وزاری ازاوطلب کمک می کنند، به خواسته های شان جواب مثبت داده وآنان را از مهلکه نجات می دهد .
به آیات زیر توجه فرما یید
(1) – قل من ینجیکم من ظلما ت البّّروالبحر تدعونه تضّرعاً وخفیة لئن انجانا من هذه لنکوننّ من الشاکرین- قل الله ینجیکم منها ومن کل کربٍ ثم أنتم تشرکون» الأ نعام:64
(بگوآن کیست که شما را از مصیبت های بیا بان ودریا نجات می دهد. (هنگامی که) اورا به زاری وپنهانی (از باطن قلب) می خوانید که اگر ما را ازاین مهلکه نجات داد پیوسته شکر گذار او هستیم بگوکه خداست که شما را از آن سختی ها واز هراندوهی می رهاند باز شما به اوشرک می آورید.)
– «واذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم منیبین إلیه ثم اذااذاقهم منه رحمة اذا فریق منهم بربّهم یشرکون» الروم:33
ومردم ( عادت شان این است) هرگاه رنج وألمی به آنا ن رسد خدارا با تضرّع وانابت می خوانند پس از آنکه خداوند (ج) آسا یشی را به ایشان رسا ند آنگاه باز گروهی از آنان به خداوند (ج) شرک می ورزند
– واذا غشیهم موج کالظلل دعوا لله مخلصین له الدین فلمّا نجّا هم الی البرّ فمنهم مقتصد وما یجحد بآیاتنا الا کل ختّارکفورلقمان:32
( هرگاه که (دریا طوفانی شود) موجی مانند سائبانها آنان را فروگیرد درآن حال خدا را با خالص سا ختن عبا دت برای اومی خوانند پس آنگاه که نجات دادیم ایشان را به سوی خشکی پس گروهی ازایشان میا نه رو با شند وانکار نمی کنند آیات مارا مگر هر عهد شکننده ناسپاس.
2- دعا ذکر خدا ومغز عبا دت است وبه آن دلها آرامش می یا بد.
رسول اکرم (ص) فرمودند :«الدّعاء مخّ العباد ة»
دعا مغز عباد ت است.
دعای برای این مغز عبا دت است که آن اغلب با اخلاص وخضوع وزاری وفروتنی انجام می یابد که آن روح عباد ت است. عباد ت ویا د خدا نیاز فطری هر انسا ن است که به آن اضطراب، تشویش، نگرانی افسردگی ازاوزدوده می شود واطمینان وآرامش را فراهم می سازد. واضح است که نفس اضطراب وافسردگی بیماری های روحی اند که نیاز به علاج دارند زمانی که به اثررازونیا ز،دعا ونیایش،تضرّع وخشوع در بارگاه الهی آرامش را انسا ن حاصل کرد، این بیماریها معالجه می شود،ومقاومت بد ن در برابر بیماریهای جسمی نیزافزایش می یا بد.
3- جواب سوم اینکه د ر دعاشخص دعا کننده با کسی سر سخن را باز می کند وراز ونیاز می نماید که می داند او موجود است، حاضر وناظراست ونسبت به هرکس به اونزدیک تر است ونسبت به هرکس به او مهربا ن تراست، علم بی نهایت وقدرت بی پایان دارد. شخص بیماردردها، رنج ها،مشکلات،خواسته ها، آرمانهاوآرزوهایش را به زبا ن می آورد واز خالق، ربّ ومولایش مطالبه کمک وامداد ودست گیری می نماید که این نیزدر علاج بیما ریهای روحی وجسمیش می تواندنقش بسیار مؤثری داشته با شد.
4- جواب چهارم این که در امواج صوتی که از تلاوت قرآن وادعیه قرآنی ومأثوره بلند می گردد ودر ما حول پخش می شود، نیروی نهفته است، که به اراده الهی در علاج بیماری ها مؤثراست،
الله(ج) قرآن را شفا گفته است:«ونُنزّل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمؤمنین» الأسراء:82
امام قرطبی رحمة الله می گوید:«علما در شفا بودن قرآن به دوقول اختلاف نموده اند اول این که قرآن شفا است برای دلها که جهل وشک را از آنهامی زداید دوم این که شفا است برای بیماری جسمی به رقیه وتعوّذ.
یکی از اصحاب کرام سوره فا تحه را برمار گزیده شده ای خواند واوشفا یافت وگله ای گوسفند را برای اوبخشید.درگذشت تاریخ هزارهاانسا ن تجربه شفایا بی به آیا ت قرآنی وادعیه مأثوره را از سرگذشتانده اند.
تحقیقات علمی جدید نیز شفا یابی به دعا ورقیه راتأیید می کند.
مولوی عبدالرؤف مخلص استاد فا کولته شرعیات پوهنتون هرات مقاله ای را به زیر عنوان «اعجاز شفائی قرآن نوشته است ودر اینجا قسمتی از آن را نقل می نما یم.
استاد مخلص می نویسد:« اعجاز شفائی قران کریم با پژوهش علمی موثقی پیرامون درمان با قرآن کریم است که آن را مهندس عبد الدائم الکحیل پژوهشگر معروف در میدا ن اعجازقرآن ودانشمند جوان سوری به رشته تحریر در آورده است.»
«این پژوهشگر، ما را با معلوما ت جدید وکاملاً تازه ای در عرصه ی شفا با قرآن آشنامی سا زد واین اثر البته کوششی است هدفمند پیرامون پایه گذاری مبنای علمی درمان با قرآن.»
«امروزه درجهان علم، راه های جدیدی در عرصه ی درما ن مورد توجه بشر قرا ر گرفته است که به نام طب بدیل شنا خته می شود. طب بدیل در پی آن است تاروش های کلیشه ی ما را درمورد درمان به چالش طلبد وجایگزین ها ی جدیدی را برای آنها ارائه بدارد که یکی ازین روش ها البته تحت عنوان درمان با صدایا soudhealingمعروف گردیده است.»
درمان باقرآن ودعاهای شرعی عبار ت است از عملیه ی فعال سازی سلول ها ی مغز که مسؤل رهبری جسم هستند ووقتی این سلولها به حا لت طبیعی خود برگشته حتّا بیماری های لا علاجی مانند سرطان را نیز می توانند از بین ببرند، از مهمترین نتایج این پژوهش قناعت دا دن مخالفانی است که در مان با قرآن را فا قد اساس علمی معرّفی می کنند وطبیعی است که این پژوهش ها در نهایت غیر مسلمانان را به حقا نیت کتاب الله با ور مند می سا زد.»
«پژوهش علمی درمان با قرآن از طریق اعاده ی نظام توازنی درون سلولی البته بر پایه ی آخرین نظریات علمی دانشمندان معتبر غربی بنا یا فته ودر این جهت از اسنا د وشواهدی خبر می دهد که طی 182 صفحه تنظیم گردیده است.»
داکتر الکسیس کارل کتابی به زیر عنوان دعا ونیایش نوشته است که در مقدمه آن چنین آمده است :«این تحقیق در باره نیایش عصاره مطالعات وبررسی ها ی بی شماری است که در طول یک زندگی دراز بر روی طبقا ت گوناگون به عمل آمده است : غربی ها وشرقی ها، مردم بیمار وتندرست ، کشیشان کاتولیک، زنا ن ومردان متدین از هر طبقه، کشیشان پروتستان ازهر درجه ومقامی، خاخام ها،پزشکان وزنان پرستار، مردان وزنان از هر شغل واز هر طبقه واجتماع. نویسنده تنها از مسا ئلی سخن می گوید که یا خود تحقیق کرده ویا از مردانی که شایستگی تحقیقات دقیق وآزادانه ای داشته اند اقتباس نموده است. اوترجیح داده است که کاری را که آغاز کرده است نا تمام بگزارد اما به دلایلی که مستحکم نمی نما ید استناد نجوید.»
بعد ازآن داکتر کارل از فوائد وآثار دعا ونیایش برروان وجسم انسان سخن گفته که فشرده آن چنین است:«درمیان آثاربی شما ر نیایش طبیب موقعیت بسیار مناسبی پیدا می کند که آثار پسیکو فیزیو لوژی ودرمانی آن را مورد بررسی قرار دهد .. آثار نیایش واهی وخیالی نیست…»
« سازما ن طبی لورد خدمت بزرگی به علم کرده که واقعیت این گونه شفاهارا به اثبا ت رسا نده است نیایش گاهی تأثیرات شگفت آوری دا رد. بیمارانی بوده که تقریباً به طور آنی از دردهای چون خوره، وسرطان وعفونت کلیه وزخم های مزمن وسل ریوی واستخوانی پریتونال شفایافته اند. چگونگی این شفا یافتن ها تقریباً همواره یکسان است: یک درد بسیار شدید وبعد احسا س شفا یا فتن در چند دقیقه وحد اکثر تا چند ساعت آثار بیماری محومی شود وجرا حا ت وصدما ت جسمی وآناتومیک آن نیزالتیام می یا بد. این معجزه با چنان سرعتی سلامت را به بیمارباز می دهد که هرگز حتا امروز جراحان وفیزیولوژیست ها در طول تجربیاتشان مشاهده نکرده اند، برای این که این پدیده ها بروز کند نیازی نیست که حتماخودبیمارنیایش کند اطفال کوچکی که هنوز قدرت حرف زدن نداشته اند وهمچنین مردم بی عقیده نیز درلورد شفایافته اند لیکن در کنار آن ها کسی نیایش می کرده است. نیایشی که به خاطر دیگری انجام می شود همواره اثربخش تراست، چنین به نظرمی رسد که اجابت دعا بستگی به شدت وحا لت (کیفیت) آن دارد.»
براي آگاهي بيشترازآثاردعاورقيه وآيات قرآني درعلاج بيماريها ي رواني وجسمي كه به تحقيقات علمي ثابت شده است ،رجوع شود به كتابهاي ذيل :
– الدعآء والمرض. 
– اكتشاف الآلية التي يؤثربهاقرين الانسان .تاليف دكتورجميل القدسي .
– عيادات العلاج بالقرآن الكريم .تاليف دكتورطارق بن علي الحبيب.
– عيادات ربانية.
– وصفةمجربة علاجامدهشا لجميع الامراض .
– محاضرة العلاج بالرقية الشرعية.
– كنوزفي الرقية والطب .
حکم شرعی رُقیه ونوشتن تعویذ
در اینجا دو چیز است اول رقیه که خواندن آیات قرآن ودعاها یا چیزهای دیگر ودمیدن آن برخودیابردیگر کسی که بیمار است دوم نوشتن چیزی در کاغذ همرا داشتن بیمارمرآن را.
در ارتباط به مسئله اول علمای اسلامی برجوازآن اتفاق نظردارند؛ چونکه آن به فعل پیامبر(ص) واصحاب کرام ثا بت گردیده است،ولی بر جوازآن چها ر شرط عمده واساسی با ید ملحوظ داشت.
اول این که به کلام خداوند (ج) یا ادعیه مأثوره یا چیزی دیگری که معنی ومفهوم آن واضح وآشکار است انجام یابد.
دوم این که در آن استمداد به غیر الله نشود.
سوم این که راقی ومسترقی عقیده داشته با شند که شفا دهنده الله (ج) است. رقیه در ذات خود اثری ندارد بلکه به اذن الله (ج) یکی از اسباب شفای بیماری هاست.
چهارم این که اگر بیمار زنی است با محرم شرعی وحجاب در نزدرقیه کننده که مرداست حضور یا بد.
این یکی از خرافاتی مضحک است که میا ن بعض عوام شایع گردیده است که رقیه کننده ودعاخوان محرم شرعی بیما راست.
پس از رعایت شرائط فوق رقیه ودعا خوانی جائز است.
ولی اگر رقیه به چیزهای نا مفهوم صورت می گرفت،یا در آن استمداد به غیرالله (ج) می شد، یا عقیده بر این بود که رقیه به ذا ت خود مستقلاً مؤثراست یا دعا خوان بازن بیمار خلوت می گرفت یا زنی بیمار حجاب را مرا عات نمی کرد، در این صورت ها رقیه نا جائزاست.
احا د یثی که در آنها نهی از رقیه وارد شده است محمول بر همین موارد محرمه است.
اما درمورد مسئله د وم که تعویذ در کاغذ نوشته می گردد. وبیمار آن را در با زوي خود آویزان می کند ویادرگردن می اندازد،یاآن را می شوید وآب آن رامی نوشد، اختلاف وجود دارد بعض اهل علم آن را حرام شمردند بنا بر روا یتی که از پیامبر واردگردیده است:«ان الرقی والتمائم والتولة شرک» رواه ابوداود تمائم جمع تمیمه وآن نوشتن تعویذاست. لکن قول راجح وجمهور این است که نوشتن تعویذ وشستن آن نیزجائز است، مرادازتمائم، مهره های است که اهل جا هلیت آنهارا درگردن های فرزندان خود می انداختند وعقید داشتند که آنها در ذات خود از چشم زخم آنهارا مصون می دارد.
نوشتن تعویذ به فعل شماری از صحابه وتابعین مانند عبدالله بن عمروسعید بن المسیب وابن عباس رض عنهم ثابت است 
پاره ای از رقیا ت مأثوره
در اینجا پاره اي از رقیا تي كه در نزد نبی اکرم(ص) وصحابه او رضوان الله علیهم معمول بود بیان می شود
حضرت ابوسعید الخدری سوره فاتحة الکتاب را بر شخص مار گزیده خواند واو شفا یافت (دارقطنی)
(2) – حضرت عائشة ام المؤمنین روایت می کند زمانی که فردی از خانواده نبی اکرم(ص) بیمار می شد. بر او«معوّذات» را می خواند ومی دمید در بیماری که ازآن وفات کردند من معوّذات را می خواندم وبراو می دمیدم.(مسلم)
مراد از معوّذات سورة فلق وناس واخلاص است.
(3) حضرت عائشه (رضی الله عنها) روایت می کند هنگامی که نبی اکرم (ص) بیمار می شد جبرئیل رقیه می نمودودر رقیه خود می گفت:«باسم الله یبریک ومن کل داءٍ یشفیک، ومن شرّحاسدٍ إذاحسد وشرّکل ذی عین»
(4) حضرت عائشة (رضی الله عنها) می فرماید زمانی نبی اکرم(ص) به نزد بیماری تشریف می برد یا بیمار نزد او آورده می شد ومی گفت: «اذهب البأس، رب الناس واشف انت الشافی، لا شفاء الا شفائک شفاءً لا یغادر سقماً.» رواه البخاری فی کتاب المرضی
5- عثمان بن ابی العاص الثقفی می فرماید رسول اکرم(ص) برایش گفت که دست خودرا برمحل دردی که دربدن تو است بگذار وسه مرتبه «باسم الله » بگووهفت مرتبه«اعوذ بالله وقدرته من شر ما اجد واحاذر.»را بگو.
مسئله سحروجادو
سحر به کسر سین درلغت برآن اثری اطلاق می شودکه سببش ظاهر نباشد برابر است که سبب آن معنوی باشد مانند کلمات ویژه ای ویاازاشیاء غیر محسوس باشدمانند اثرجنات وشیاطین ویااثرقوه خیالیه درمسمریزم ویاازمحسوساتی باشد که نهفته باشد مانندجذب مغناطیسی مخفی از نظربرای آهن ویااثرنهفته ادویه ویااثرنجوم وسیارات.بنا براین اقسام سحر بسیار است ولی درعرف عام سحر به آن چیزهای اطلاق می شود که عمل جنات وشیاطین درآنها دخیل باشد ویا به قوه ای خیالیه(مسمریزم)ویا چند کلمات والفاظ؛زیرااین امر عقلا ثابت وفلاسفه قدیم وجدید ازروی تجربه ومشاهده آن راتسلیم دارند که درکلمات وحروف ویژه ای تأثیراتی وجوددارد که باخواندن آنهادراندازه خاص ویا نوشتن آنها تأثیر مشاهده می گردد ویا به تأثیراتی گفته می شود که باافزایش چیزی به موی انسان یا ناخن ویا عضو دیگرویالباس مستعمل او پدیدآیند که درعرف عام اردوبه آن توتکا گفته شده است که درسحر به شمار می روند.
ودراصطلاح قرآن وسنت سحر برآن امر عجیبی اطلاق می گردد، که با خوشنود گردانیدن شیاطین درآن ازآنها کمک وامدادگرفته شودوبرای رضای آنها راه های زیادی وجوددارد، گاهی چنان افسون های اختیارکرده می شود،که درآنها کلمات شرک وکفر ویا مدح از شیاطین ویاپرستش کواکب وجودداردکه از آن شیاطین شادمی گردند،وگاهی چنان اعمالی انجام داده می شودکه مورد پسندشیاطین می باشندمانندقتل ناحق وبکارگرفتن خون مقتول ویابه وضع جنابت ونجاست ماندن ودوری جستن از پاکیزگی وطهارت وغیره..بنابراین سحرکسانی پیروز می شود که کثیف تر وپلید ترباشندواز پاکیزگی ونام خدا دوری جسته معتاد بکارهای خبیث باشند.
امابه شعبده وتوتکا وکارهای تردستی ومسمریزم وغیره مجازاً سحر گفته میشود 
حکم شرعی سحر
آموختن سحر حرام است وانجام دادن آن از گناهان کبیره وبعض انواع آن کفر وشرک می باشدوساحر کشته می شود.
امام ابوبکر حصاص: می نویسد:علمای سلف بروجوب کشتن ساحر اتفاق نموده اند وبعض شان برکفرآن تصریح کردند.
آیاسحر تأثیری داردوبرای آن حقیقتی است.
درمورداینکه آیاسحر حقیقت وتأثیری داردیاهمه آن ازباب شعبده بازی ونیرنگ سازی ونظربندی است،اختلاف نظر وجودداشته ودورأی است
1-اول رأی جمهوراهل علم ازاهل سنت وجماعت است که برای سحرحقیقت وتأثیری است.
2-دوم رأی معتزله وبعض اهل سنت است که سحرهیچ حقیقت واثری ندارد تمام آن به جزمکروفریب کاری،دروغ آرایی، نیرنگ سازی،شعبده بازی وتردستی ونظر بندی، چیزی دیگر نیست.
دلائل معتزله
معتزله برای اثبات نظریه شان به آیات زیر تمسک می ورزند.
1-«سحروااعین الناس واسترهبوهم» الاعراف(116)
(بجادو چشم های مردم را بستند وآنان را ترسانیدند.)
2-«فاذاحبالهم وعصیهم یخیل إلیه من سحرهم انهاتسعی»طه:66
(پس ناگهان تنابها وعصاهای ساحران به سبب سحرشان به خیال موسی(علیه السلام) می آمدکه آنها می دوند.)
دلائل جمهور
جمهور اهل سنت وجماعت برای اثبات نظر شان که سحردارای اثراست به امورآتی استدلال جستند:
1-«فیتعلمون منهما مایفرقون به بین المرأ وزوجه.»(البقرة:102)
(ازهاروت وماروت سحری را فرا می گیرند که به سبب آن میان شخص وزن او جدای می افگند.)
2-«وماهم بضارین به من احد الا باذن الله.»البقرة:102)
(ایشان بدون ازاراده الهی به سبب سحر به هیچکس ضرر رسانده نمی توانند.)
3-« ومن شر النفاثات فی العقد»
(بگو پناه می برم به پروردگارصبح از شر زنان سحرکننده دم زننده درگره ها.)الفلق:4)
4-«لبیب بن اعصم یهودی نبی اکرم(ص)راجادوکرد وآن حضرت بیمارشد وچندروز دوام کرد تاآنکه جبرئیل آمدوخبرداد که مردی از یهود تورا جادوکرده است ودرگره هادم کرده ودرچاه ذی اروان قرار داده است رسول اکرم(ص) کسی را به نزد آن چاه فرستاد وآن چیزهای را که به آن سحر نموده بود،بیرون ساخت وسحررا باز کردند،آن حضرت صحتش را دوباره دریافت.
ترجیح رأی راجح
رأی راجح همان نظریه جمهور است که سحر دارای اثر وحقیقت است.علامه محمدعلی صابونی می نویسد:« ازعرضه ای دلائل مشاهده می کنیم که آن رأی را که جمهوراختیار نموده اند از نگاه دلیل قوی تراست، بدون شک سحر دارای حقیقت بوده وبرنفس اثرمی گذارد؛چون انداختن دشمنی میان زن وشوهر وجدای افگنی میان آن دو که قرآن آن را ثابت گردانیده است بجز اثری از آثار سحر چیزی دیگر نیست. واگر برای سحر تأثیری نمی بود قرآن به تعوذ از شر نفوس جادوگر(نفاثات فی العقد) دستور نمی داد.
ولی دربسااوقات سحر به استعانت واستمداد به ارواح شیاطین انجام می یابد.پس ما به اثروضررجادواعتراف می نماییم ولیکن اثروضررآن بدون ازاذن پروردگاربه کسی نمی رسد.پس آن سببی است ازاسباب ظاهره که(تأثیرآن)بر مشیت واراده رب العلمین موقوف است. »
امام قرطبی(رح)می گوید:«دوراز امکان نیست که به ذریعه سحر جسم ساحربه قدری باریک شود که ازپنجره هاودریچه هاداخل گردد،وبرسرنی بایستد وبرنخ باریک راه رود.باهمه این سحرموجب این چیزهانیست ونه علت وقوع آنهامی باشدونه سبب تولیدکننده برای آنهامحسوب می شودوساحربه انجام دادن آنها استقلالی نداردوآن الله(ج) است که درزمان انجام شدن سحراین چیزهارامی آفریند وایجادمی کند.چنانچه سیری را درهنگام خوردن وسیرابی را درزمان آب نوشیدن می آفریند.» 
علامه مفتی محمد شفیع عثمانی درمعارف القرآن درموردسحربحث مفصلی راآورده ودرقسمتی ازآن می فرماید:«قسم سوم آنست که بوسیله سحر حقیقت چیزی تبدیل گردد چنانچه که انسانی یاحیوانی راسنگ یاانسانی راحیوانی دیگربکنندکه امام راغب اصفهانی وابوبکر جصاص رازی وغیره از این انکارکرده اند که بوسیله سحر بتوان حقیقت چیزی راتبدیل نمود بلکه معتقدند که اثر سحرتنها درتخیل ونظر بندی می تواندباشد وهمین است قول معتزله اما تحقیق جمهور علماء براین است که درانقلاب اعیان نه امتناع عقلی وجوددارد ونه شرعی مانند اینکه جسمی سنگ بگردد ویا ازنوعی به نوع دیگرتبدیل گرددومرادازعدم امکان انقلاب حقائق که درنزد فلاسفه مشهور است آنست که درحقائق سه گانه محال وممکن وواجب،مجال هیچگونه انقلابی وجودنداردکه محالی ممکن ویاممکنی محال بگرددوازاینکه قرآن سحرساحران فرعون راتخییل قرار داده است لازم نیست که هر سحر تخیل باشدوبجز آن سحرنوع دیگری نداشته باشد. »
یک نکته لازم به توجه
به این نکته بایدمتوجه باشیم که زمانی که ما برای سحر حقیقت واثری را قائل می شویم نباید فوق العاده آن را جدی گیریم وازآن مرعوب ووحشت زده شویم وهمیشه دراضطراب به سربریم که مباداماراجادوکرده باشند یاشایدماراجادوکنندواگربه بیماری گرفتار شدیم آن را اثر جادو بدانیم ودرنتیجه ازتداوی صرف نظرکنیم وبه جادو گران وافسونگران وشعبده بازان روی آوریم وازآنان بخواهیم که جادوی مارا بازسازند بلکه اول این را درنظر گیریم که جادوگران وساحرانی که سحر آنان حقیقت داشته باشد واثر کندبسیاراندک اندچنانچه علامه ابو حیان درتفسیرخود پس ازذکراقوال علما درحقیقت سحر وبیان اقسام آن فرموده است:«اما درزمان ماهم اکنون تمام آنچه به آن درکتابها اطلاع حاصل می کنیم،دروغ وافترا بوده که هیچ چیزی برآنها مرتب نگردیده وهیچ چیزی ازآنها صحیح نمی شودوهمین طور است افسونها وضرب مندل. مردم به این چیزها تصدیق می کنندوبه شنیدن آنها گوش فرامی دهند.»
بازهم اگرساحری پیداشودکه درسحراواثری باشد آن هم ازحدیک سبب تجاوز نمی کند که آن بدون،اراده وتقدیر الهی اثری نمی گذارد لذا اگر به بیماری دچارشدیم درقدم اول به طبیب مراجعه کنیم وازدارو ودرمان استفاده کنیم وزمانی که دیدیم که تداوی برمااثری نمی گذاردوماحقیقتاً سحرشده ایم،درآن زمان به اصحاب دعاوتعویذروآوریم وازآنان بخواهیم که ازطریق راه های مشروع درابطال جادوی که شده ایم همت گمارند.بعض آیات قرآنی وادعیه مأثوره موجودند که درجلوگیری ازتأثیرسحروابطال ورفع آن اثر فراوان دارند.حضرت نبی اکرم(ص)فرمودند:«که سوره بقره را تلاوت کنیدزیراخواندن آن همراه با خیروبرکت وترک آن موجب حسرت وبدبختی است.همچنین اهل باطل نمی توانندبرخواننده این سوره مسلط شوند.» قرطبی به نقل ازمعاویه می گوید:«مرادازاهل باطل،ساحران هستند که برخوانندگان این سوره سحر وجادوی آنهاتأثیرنخواهدکرد.» 
سوره فلق نیزنسخه ارزشمندومؤثری برای پیش گیری ازاثرسحربرروی انسان ورفع آن است آیةالکرسی هم اثر معجزه آسا درابطال سحر وجادو دارد.
یک تجربه عینی
دکتر محمد العریفی درکتابش(کشتی نجات) داستانی را به نحو ذیل نقل می کند که بیانگر اثر حیرت انگیزی آیة الکرسی برروی سحراست او می نویسد:«جوانی تعریف می کردکه به یکی ازکشورها،مسافرت نموده بود وخواست به نیت استراحت،وارد سیرک شود،اومی گوید: درحالیکه به بازی های گوناگون نگاه می کردم،زنی را دیدم که با قدرتی عجیبی،برروی طناب،راه می رود سپس برروی دیوار پرید ومانند پشه ای روی آن راه رفت ومردم نیز کاملاً ازحرکات او درحیران وتعجب بودند.به خودم گفتم:ممکن نیست حرکات این زن، حرکات پهلوانی وبرخواسته ازتمرین وممارست باشد،من که انسان موحد هستم، راضی وقانع وپذیرنده این اعمال نیستم تا به ماهیت آن پی نبرم،بنابراین حیران ماندم تاچه کنم؟ناگهان یادم آمد روزی که درسخنرانی نمازجمعه حاضر شده بودم،سخنان خطیب درباره سحر وجادوگری بود واوگفته بود که جادو گران باهمکاری واستخدام شیاطین، حرکات خارق العاده انجام می دهند وکید وقوت آن رانیز تنهاذکرویاد خداوند،خنثی می کند،بنابراین ازصندلی ام برخواستم وبه طرف صحنه نمایش حرکت کردم ومردم نیز تعجب کنان دست می زدند،ومن رانیزاین گونه پنداشته بودند که ازفرط تعجب به زن ساحروجادوگرنزدیک می شوم ووقتی که نزدیک جادوگر وصحنه نمایش شدم،به طرف جادوگرنگاه کرده وآیة الکرسی:«الله لااله الا هو الحی القیوم لاتأخذه سنة ولانوم له مافی السموات ومافی الارض من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه یعلم مابین ایدیهم وماخلفهم ولایحیطون بشئ من علمه الا بماشاء وسع کرسیه السموات والارض ولایئوده حفظهما وهو العلی العظیم(البقرة:255)راقرائت نمودم، زن شروع به اضطراب وحرکت کرد، قسم به خداوند،تاوقتی که تلاوت آیه تمام شداوبرزمین افتاده ولرزیدومردم ترسیده واورا به بیمارستان منتقل نمودند وچه راست گفت پروردگار آنجا که می فرماید:«ان کید الشیطان کان ضعیفا»به تحقیق که مکروحیله شیطان ضعیف است.
مسئله نظر کردن وچشم زخم
یکی ازمسائلی که درمیان عوام بسیار شائع است مسئله نظر کردن یاچشم زخم است وآن چنین تعریف می شود:«نظر باستحسان مشوب بحسدمن خبیث الطبع یحصل للمنظورمنه ضرر.»نگاهی است با تحسین واعجاب آمیخته به حسد که ازنفس خبیثی صادر می گردد وازآن به کسیکه نگاه به او تعلق گرفته است آسیب می

X

به اشتراک بگذارید

نظر تانرا بنویسد

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب

This error message is only visible to WordPress admins

Reconnect to YouTube to show this feed.

To create a new feed, first connect to YouTube using the "Connect to YouTube to Create a Feed" button on the settings page and connect any account.