X

آرشیف

شرح زندگی ابو مسلم خراسانی به روایتِ طبقات ناصری

 

ذکرِ نامِ ابو مسلم خراسانی/مروزی در تاریخ طبقات ناصری از دوره‎ی امویان آغاز می‌شود و الی اوایل دوره عباسیان نقش بارز دارد که ناجوانمردانه توسط دومین خلیفه عباسی ابو جعفر المنصور به شهادت می‌رسد. در طبقه‌های سوم و چهارم تاریخ طبقات ناصری که به بحثِ حکومتِ امویان و عباسیان اختصای یافته‌است، از رشادت‌ها، جوانمردی‌‌ها، قهرمانی‌ها، وفاداری‌ها و سخاوت‌مندی‌های ابو مسلم خراسانی/مروزی به تکرار یاد شده‌است.

قاضی منهاج سراج جوزجانی شرح‌زندگی ابو مسلم خراسانی/مروزی را در نخستین بحثِ خلافت عباسیان آورده است. وی را حافظ قرآن، شخصیت عیار، باذل، دلاور، پرهیزگار، فاضل، فاتح، اهل دانش و شعر و لغت عنوان کرده‌است. در اخیر بحث او را به جمع خلفا برشمرده و لفظ شهادت را برایش به کار برده و همچنین او را ملقب به “شهنشاه” دانسته است. متن موجود در طبقات ناصری بدون کم و کاست، با کمال امانتداری آورده شده است.

ذکر صاحب الدعوه ابو مسلم المروزی

صاحب تاریخ مقدسی گوید: که در اسم و نسب او اختلاف است، بعضی گفته اند: از عرب بود، ولادت او باصفهان بود، و پرورش او در میان فرزندان ادریس بن عیسی العجلی بود، و در مکتب قرآن با ایشان حفظ کرد، و لغت و اشعار یاد گرفت، و بیشتر اهل تاریخ برانند، که او باصل از عجم بود، اما فاضل و حافظ و پرهیزگار، مردی بود کوتاه بالا، گندم گون پاکیزه پوست شیرین منظر، درازپشت کوتاه ساق. هرگز کس او را خندان ندیدی و مزاح نکردی، از هیچ فتح تازه روی ننمودی، و از هیچ نکبت ترش روی نگشتی، سخت دل عظیم بود و بر کس رحم نیاوردی. تازیانه شمشیر او بود، جمله انصاف را که بر دولت بنی امیه دل نهاده بودند و نشوونما در ولایت بنی مروان یافت، از خراسان و یمن و ربیعه از زهاد و عباد و قضات و ملوک و دهاقین و مجوس و نصاری و یهود و غیر آن جماعت را همه بکشت، روایت آنست که بی آنچه در جنگها و حصارها بکشت سیصدوشست هزار مرد را در مقام سیاست بکشت، جهان را از خوارج بنی امیه خالی کرد، و دولت بعباسیان رسانید. بتأیید الله و نصره.

او را سه زن بود، مرد عیور بود بر حرم خود، سالی یک کرت بفراش زن خود نرفتی، عظیم جوانمرد بود و بی طمع، هرگز از هیچکس طمع نکرد و نخواست و نستد. او را یک هزار طباخ بود، هر روز سه هزار من نان در مطبخ او بپختندی و صدوسی گوسپند بیرون گاوان و مرغان خرچ شدی. یک هزار و دویست سر بارکش بود آلات مطبخ او را، سالیکه به حج رفت در قافله ندا فرمود هرکه در قافله به جهت طعام آتش کند، من از خون او بیزارم. باید که آنچه مایحتاج طعام و شراب جمله اهل قافله است از من باشد، در رفتن و آمدن جملۀ اعراب بادیه از خوف او از حوالی راه نقل کردندی، و بموضع دیگر رفتندی. چون بمکه رسیدی بر کنار حرم از مرکب پیاده شدی و پای برهنه میرفت، تا نماز پیشین و واجبات و فرایض و آداب و شروط حج بجای آوردی رحمة الله علیه. و ولادت او در سنه اثنین و مائه بود، و در سنه سبع و ثلثین و مائه بر دست ابو جعفر المنصور که دوم خلیفه بود شهادت یافت، و مدت عمر او سی و پنج سال بود علیه الرحمۀ والغفران. و لقب او شهنشاه شد، و نوبت او بر سر چهارسوی مروشاهجان خراسان میزدند، تا سال سنه سبع و عشره و ستمائه، که خروج چنگیز خان ملعون بود. اسپ نوبتی او بر در قصر او که در مرو ساخته بود میداشتند. حق تعالی او را و جمیع خلفاء بنی العباس را و سلاطین ماضیه را غریق رحمت گرداناد (جوزجانی، 1342: 106 – 107.)

 

منبع:

طبقات ناصری

قاضی منهاج سراج جوزجانی

تصحیح، مقابله و تحشیۀ: استاد عبدالحی حبیبی

جلد اوّل

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب

This error message is only visible to WordPress admins

Reconnect to YouTube to show this feed.

To create a new feed, first connect to YouTube using the "Connect to YouTube to Create a Feed" button on the settings page and connect any account.