آرشیف

2020-11-26

انجینر محمد نظر حزین یار

زندگی نامه مختصر مرحوم سید محمد رفیق نادم رئیس بنیاد فرهنگی جهانداران غوری حوزه غرب

شنیدستم که رحلت کرده نادم !
سفر در اوج عزت کــــــرده نادم !

پس از یک عمر با یاران همدل!
دریغا ! ترک صحبت کرده نادم !

جواب داعی ای پیک اجل را! 
به امر حق اجــابت ، کرده نادم !

ز دنیایی مجازی سویی عقبا ! 
به عزم وصل رغبـــت کرده نادم !

درین راه دراز و سخت ودشوار! 
ز یاران قصد سبقت کرده نادم !

ز فرزندان و یارانش به یکبار!
وداع با داغ حسرت کرده نادم !

به فضل خود بیامرزش خدایا ! 
که عمری را ریاضت کرده نادم

«استاد فضل الحق فضل»

نادم شخصیت که تکرار نمی شود
گویند روزگار دست گل چین داشته، بهترین هارااز صفحه زندگی برمی چیند، حقا که چنین است؛ روی سخن از شخصیت که درسرزمین ما کمتر سراغش داریم،  این شخصیت علمی، ادبی، تاریخی، عرفانی ومدنی همچون چراغی بود که از خیل پروانه های اطرافش بیرون جهید و به لقا الله شتافت.
سیدمحمدرفیق نادم در سال۱۳۲۱ه.ش در یک فامیل متدین، اهل فضل و هنر، خانوادۀ شاعر نویسنده و عارف متولد گردیده در آوان کودکی هم مانند سایراطفال در مکاتب خانگی درس خواندن را آغاز نموده تا زمانیکه عربی خوان شد، نزد ملای مسجد وکاکای مرحوم شان سیدغیاث الدین هم درس میخواند و هم تعلیم خوش نویسی میکرد.
همچنان به مدرسه عالیقدر معظم استاد بزرگوارشان مولوی سیدفقیرشاه آغا بطور لیلیه شامل شده اعاشه طلبا از طرف مردم آن هم فقط نان خشک تهیه می گردید و بس. کتب مولوی عبدالرحمن جامی از نحو و تفسیر را نزد استاد دیگرشان مولوی سیدمحمد مظهرآغا که در مسجد مرحوم پدر سیدمحمدرفیق نادم درس می دادند، آغازنموده و شاگردی شانرا به اجازه ای استادشان مولوی صاحب سیدفقیرشاه انتخاب کردند.
مولوی صاحب سیدفقیرشاه آغا بعد از مدتی به قریه پای بید علاقه داری فرسی که فعلاً یکی از ولسوالی های ولایت هرات است رفتند سیدمحمدرفیق نادم هم مصاحبت و ملازمت شانرا ترک ننموده همراه شان به قریه مذکوررفتند. در این هنگام باثر مصاحبت و رفاقت یک تن از اهالی فرسی که از جمله ای مقتدیان بود علاقه شعر و شاعری در وجود ایشان زنده گردیده کتاب توضیح والتلویح را از اصول می خواندند. علوم مانند:
 صرف، نحو،فقه، تفسیر،حدیث، عقاید، منطق، حکمت، فرائض و غیره را فراگرفته بودند. در این زمان دچار مریضی گردیده و مدتی را نتوانستند که به تحصیلات شان ادامه بدهند و به خانه استراحت کردند. بعد از شفایاب شدن نزد عالم متبحرو مشهورواستاد اکثرعلمای ولسوالی تولک ولایت غوروولسوالی فرسی ولایت هرات عالی مقام مولوی صاحب ملامحمداز قریه شورآب کبوترخان ولسوالی تولک رفته و به تحصیلات خویش و همچنان خوش نویسی را ادامه داده تا میعاد تحصیل در همین مکان پایان یافته ولی تحصیلات عالی شان تکمیل نشد.
بعد از رفتن از آن مهدعلم و دانش علاقه ای ماموریت دولتی وخدمت به همنوعان برای شان دست داده از جانب دیگروالی همان زمان ولایت غور شخص به نام محمدحنیف خان توجه مزید داشت که مردم خود ولایت غور گرچه تحصیلات خصوصی هم دارند شامل پست های دولتی گردند، بخصوص اشخاص ذی نفوذ و جانب دار مردم پدر سیدمحمد رفیق (سید محمد صدیق خان) که مدتی را ماموریت کرده بودند و پدرکلان شان قاضی بود توجه والی را جلب کرده درزمستان سال ۱۳۴۰ه.ش والی مذکور ذریعه تلیفون از پدر ایشان خواهش کرد تا وی را غرض تقرر به چغچران مرکزولایت غور بفرستد.
همان بود که دربرج حمل سال ۱۳۴۱ همراه مرحوم سیدعبدالرزاق که آنوقت خزانه دارولسوالی تولک بود به جانب چغچران حرکت کرده برجسب اتفاق والی هم که به طرف ولسوالی شهرک آمده بود ایشان را دیده و بحیث محررمحکمه ولسوالی شهرک برتبه(۱۳) سیزدهم که نخستین رتبه مقرری بود مقرر شد.
به تاریخ ۱۸/۱/۱۳۴۱به عمر۲۰سالگی وظیفه را اشغال نمودند. محمدآصف خان که از ولایت لغمان بود وفیض محمد خان که از ولسوالی رامک ولایت غزنی بود به ترتیب ولسوال و قاضی ولسوالی شهرک ولایت غور بودند. والی برای قاضی توصیۀ رهنمائی و برای ولسوال توصیۀ همکاری را برای سیدمحمدرفیق نادم را نمود.
 الحمدلله با استعداد خداداد وقدرت علمیکه عطیۀ عظیم الهی بود به کارهای شان وارد شده حتی تسلط پیدا کرده و از موانع و مشکلات عدیده عبور نموده سعی و تلاش می نمود که د رتمام موارد اداری محول بخود و حتی در امورات قضائی وارد شود. تا زمانیکه قاضی فیض محمدخان قاضی بود مرحوم سیدمحمد رفیق نادم هم نزد موصوف درس علوم می خواند وهم کارات اداری را چگونگی و مضامین و تحریر وثایق را می آموخت.
در سال ۱۳۴۳ه.ش غرض انجام خدمت سربازی علم و خبر خویش را از وظیفه اخذ نموده ولی اعزام شان به عسکری تحت نام(دیپوی پرسونل) به مرحله تعطیل قرارگرفت. در زمان دیپوی پرسونل مدت یک سال را به شغل آزاد دوکانداری مصروف گردیدند. بعداً دوباره در طلب علم برآمده و عازم ولایت هرات گردیده در قریه سیاوشان ولسوالی گذره نزد مولوی صاحب ملانوراحمد به تحصیل خویش ادامه داده تا زمانیکه به عسکری سوق داده شدند.
  در سال ۱۳۴۶ه.ش بخدمت عسکری در مرکز حفظ و مراقبت لین غربی که در هوتل غیزان بعداً به هوتل هرات و فعلاً به نام مدرسه حضرت عمرفاروق مشهور است تعین گردیدند. و به تاریخ ۱۶/۹/۱۳۴۷ ه.ش ترخیص را بدست آوردند. به تاریخ ۲۲میزان ۱۳۴۸ درانتخابات ولسی جرگه(دوره سیزدهم) با کسب ۱۵۳رای وکیل منتخب مردم ولایت غورگردیدند.
 با وصف نا ملایمت ها در نظام وقت، در زمان وکالت خویش فعالیت های در خور ستایش انجام دادند من جمله رد و بدل مکاتیب و پیشنهادات به بعضی از وزارتخانه ها و تقاضای همکاری در بخش کمک غذا به محرومین ولایت غور چون در سال ۱۳۵۰ه.ش که شروع خشک سالی بود مردم سخت متضرر شده بودند، ارتقاء و ظرفیت سازی بخش صنایع دستی، ترمیم سرک ها، پاک کاری کاریزها، احداث بندهای ذخیره آب و حفر چاه ها، تکمیل مرکز صحی ولسوالی تولک، ارتقاء مکتب متوسطه تولک به لیسه.
با تلاش های بی وقفه سرک جدیدی از مرکزولسوالی تولک بقراء تکاب اشنان از مسیر قریه تخرید احداث گردید. همچنان سرک دیگری از مرکز ولسوالی از مسیر قراء دره مگس، راه خشک وغیره الی مربوطات ولسوالی فرسی احداث شد. تکمیل مرکز صحی و ارتقاء مکتب متوسطه به لیسه در سال ۱۳۵۲ه.ش جامه عمل ‌پوشید.
بیگار و سورسات که میراث کهن حکومت بود و دامنگیر احاد مردم توسط ایشان لغو گردید. مبارزه جدی در برابر رشوت، اختلاس فساد و سایر پدیده های منفی وناپسند در طول وکالت شان نمودند. به تاریخ ۲۶/سرطان/۱۳۵۳ نظام شاهی سقوط و نظام جمهوری روی کار شد. در این زمان مجلسین نیز ملغی گردید و سید محمدرفیق نادم به خانه برگشته و مصروف پیشبرد امور خانه گردیدند.  
به تاریخ ۱۷/۱۰/۱۳۵۷ در بست ۸ بحیث سرکاتب سارنوالی ولسوالی شهرک ولایت غور ایفای وظیفه نمودند. به تاریخ ۱۳/۳/۱۳۵۸ در بست۶ بحیث سارنوال ولسوالی شهرک مقرر گردیدند. از سال ۱۳۵۹ الی ۱۳۶۱ در وزارت های عدلیه و لوی سارنوالی به تاریخ ۲۶/سرطان/۱۳۵۳ نظام شاهی سقوط و نظام جمهوری روی کار شد.
در این زمان مجلسین نیز ملغی گردید و سید محمدرفیق نادم به خانه برگشته و مصروف پیشبرد امور خانه گردیدند. به تاریخ ۱۷/۱۰/۱۳۵۷ در بست ۸ بحیث سرکاتب حارنوالی ولسوالی شهرک ولایت غور ایفای وظیفه نمودند. به تاریخ ۱۳/۳/۱۳۵۸ در بست۶ بحیث حارنوال ولسوالی شهرک مقرر گردیدند. از سال ۱۳۵۹ الی ۱۳۶۱ در وزارت های عدلیه و لوی حارنوالی ایفای وظیفه نمودند.
به تاریخ ۲۹/۳/۱۳۶۱ به اساس موافقه لوی سارنوالی و شاروالی کابل به مدیریت حفظ و مراقبت ریاست کار ساختمانی تبدیل گردیدند. بعد از مدت یک سال در سال ۱۳۶۲ مجدداْ بر اساس موافقه لوی سارنوالی و شاروالی کابل به لوی حارنوالی تبدیل گردیده و به صفت سارنوال در مرکز ولایت غور تقررحاصل نموده و تا سال ۱۳۶۵ ایفای وظیفه نمودند.
در سال ۱۳۶۵ بر اساس موافقه وزارت شئون اسلامی، بحیث عضو مسلکی دری مجله پیام حق مقررگردیدند. در سال ۱۳۶۹بحیث مدیر عمومی تحریرات ریاست اسناد و ارتباط وزارت شئون اسلامی و اوقاف تبدیل شدند. در سال ۱۳۷۰ بحیث ریس اسناد و ارتباط وزارت شئون اسلامی و اوقاف تبدیل شدند. در سال ۱۳۷۱و پیروزی مجاهدین بصفت مدیرعمومی اداری ریاست ارشاد حج و اوقاف از مرکزکشور به ولایت هرات تبدیل گردیدند.
مرحوم سید محمد رفیق نادم یکی از بارزترین شخصیت های علمی و معتقد به اساسات دین مقدس اسلام بود، او شخصیت روحانی  داشت و در محافل به تحلیل سوالات دینی مستند با آیات کلام الله و احادیث نبوی(ص) می نمود، ایشان از طرف دولت هفت بار به زیارت بیت الله الحرام اعزام و به صفت معلم وراهنمای حجاج حوزه غرب به کمال صداقت انجام وظیفه کردند.
چیزیکه همیشه مورد سوال دیگران بود، از مرحوم نادم پرسیده می شد این بود که چرا در پیشروی نام شان کلمه حاجی نوشته نمی شود؟ ایشان می گفتند: حج مانند کلمه، نمازو ذکات یکی از ارکان های دین مقدس اسلام است، اگرما از مسجد برائیم وخود را نمازی  یا اگرذکات بدهیم خود را ذکاتی بنامیم چندان مناسب نیست، زیرا ما امر خداوندی را بجا نموده مسئولیت بندگی مانرا اداساختیم، لهذا نوشتن کلمه ی حاجی قبل از نام و یا خود را حاجی معرفی کردن از جمله تظاهراتی است که درخور شأن خود نمیدانم.
در سال 1390 بعد از کنفرانس بین المللی « امپراطوری غوری ها وجایگاه آن درتاریخ و تمدن فرهنگ افغانستان» که از طرف رهبری بنیاد فرهنگی جهانداران غوری به کمک اکادمی علوم افغانستان دایر گردیده بودو ایشان هم درترکیب اعضای این کنفرانس حضور داشتند، به حیث رئیس بنیاد فرهنگی جهانداران غوری در حوزه غرب کشور انتخاب و معرفی شدند.
مرحوم نادم دراین سمت غیر دولتی و غیر سیاسی، برای رشد فرهنگ ورجامند غوری هاو توضیح تاریخ درخشان تمدن غوری هادر منطقه و جهان تلاش های داهیانه ی داشت. درهمین راستا نظرپیشنهاد ایشان مجله ماهوار شنسبانیه ارگان نشراتی بنیاد فرهنگی جهانداران غوری تحت نظارت شان درهرات به نشر آغاذ نمود، آقای نادم با فکر بازوفرهنگ پروری که داشت، درسرمقاله اولین شماره این نشریه نوشت:
« نشریه ها زیرهرنام درهرقالب که هستندگویشها و بیانات دارند از اعصار و قرون سپری شده ی کهن، تذکرات و گفتار های دارند از واقعات وحادثات زمان معاصروحال درعرصه های مختلف، نقش نشرات و رسانه ها جهت آگاهی دادن وبیدار ساختن مردم به عبارت شیوا بسیار مهم است و باارزش؛ نشریه ها معلومات دهنده گانی اندپراهمیت، آموزگارانی اند، مفیدو مؤثر درتمام ابعادزندگی مادی و معنوی.»
او درجای دیگری از این سرمقاله می نویسد: « همه را عقیده براین است و به این باوراند که  رشد پروسه نشرات ازجمله ضرورت های مبرم ولازمه جدی برای تمام جوامع بشری بویژه درجوامع روبه انکشاف بوده و می باشد، نشرات درچوکات کتاب، مجله ها ماهنامه هاو به هر اسم و عنوان دیگری باشددرخورستایش وقابل قدراست ومی توان گفت؛ که نشرات ورسانه های صوتی و تصویری به مثابه باغستان های اند که محصول وبارو بر شان میوه های متنوع علمی، ادبی، هنری، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و عقیدتی می باشد، به منظور استفاده ازآنهابه عنوان ارمغان بیدار کننده درخورد انسانهاداده شودکه هریک دارای خصوصیات متفاوت کیفی می باشد……»
خدمات و تلاش های این پیرفرزانه وبادرایت از هرنگاه قابل تأمل است، ایشان با راه اندازی همایش 1500 نفری بنیاد فرهنگی جهانداران غوری حوزه غرب را درهرات ایجاد نمود، برگزاری شب های شعر، تقدیر از فارغین پوهنتونها، تشویق جوانان به تحصیل، ایجاد اتحادیه جوانان غور مقیم هرات، توزیع تقدیر نامه ها به طلبای مدارس دینی، کمک به مکاتب چون لیسه سلطان غیاث الدین غوری، لیسه شمس الدین کرت درگذره و ده ها نهاد آموزشی، تدویر جلسات هفته واراعضای بنیاد، رهبری جلسات جوانان  همکاری متداوم به سربازان اردوی جمهوری اسلامی افغانستان، ملاقات های مفید وارزنده با ریاست شورای ولایتی غوروظایف برجسته آقای نادم را تشکیل میداد.
نادم شخصیت شکسته، اما زبان گهربارعلمی ادبی داشت، با هنر مندان جوان می درآویخت و از هرکدام شان قدر می نمود، چنانچه با انستیتوت بهزادوشاگردان شان مراوده پدرانه داشت، با توزیع تقدیر نامه و کمک های مادی و معنوی ایشان را تشویق می نمود.
یکی از خدمات برجسته مرحوم نادم وساطت و میانجیگری اصولی شان درحل منازعات قومی بود، ایشان دعاوی هموطنان را با درایت مدیریت نموده و درحل اختلاف از اصول و قواعد میانجیگری کار میگرفت، چنانچه درزدو خورد شدید که بین دو گروه متخاصم درولسوالی شهرک ولایت غوررخ داد، به همکاری جنرال فقید محی الدین غوری قوماندان قول اردوی ظفر با هیأتی از اعضای بنیادجهانداران غوری به منطقه سفر نموده و با تاکتیک های میانجیگری منازعه بین ایشان که تلفات انسانی و خسارات مالی را بوجود آورده بود، فروکش و آنها را به خویشتن داری دعوت و منازعه را به کمال درایت و مدبریت خاتمه بخشید.   
این خدمت ارزشمند ایشان از طرف مقام ولایت غور طی محفل شانداری درولایت هرات تقدیر گردید، همچنین رهبری بنیاد فرهنگی جهانداران غوری از این اقدام بجا و به موقع ایشان محفل ختم کلام الله مجید را راه اندازی و از ایشان قدر نمود.
مرحوم نادم دردوران مدیریت شان دربنیاد فرهنگی جهانداران غوری نمایندگی بنیاد را در مرکز ولایت بادغیس( شهر قلعه نو) با حضور بیش از 1000 نفر ایجاد و فعالیت های بنیاد را عملأ آغاذ نمود؛ علاوه از آن با ارتباطات مؤثری که داشت، با فرهنگیان ولایت غور، فراه، نیمروز و فاریاب نیز مبادله فرهنگی داشته و مجله ی شنسبانیه را به وقت وزمان آن بدسترس شان قرار میداد و از نشرات ایشان نیز مستفید میگردید.
مرحوم نادم یگانه عشق که داشت کتاب بود، هرکتابی را که به دسترس شان قرارمیگرفت دقیقأ مطالعه نموده و حتمأ ازنکات خوب آن یادداشت های تهیه میکردند، همین علاقمندی سرشارشان سبب شد تا کتاب های زیادی را تدوین و به نشر بسپارند.
مرحوم سید محمد رفیق نادم، یکی از پیش کسوتان وقلم بدستان بودکه با نوشته ها و مقالات شان درعرصه های مختلف از طریق سایت هاو مجلات علاقمندان را مستفید می ساخت، او چندین اثر چاپی را از خود بجا گذاشته که به نام چند اثر پرداخته می شود:

  1. مجمع الاجواهراثرعلمی ادبی
  2. جمع آوری غزلیات قاضی شمس الدین حیران جدبزرگوار شان
  3. تدوین تاریخ تولک اثر زیبای تاریخی
  4. شجره سادات غوری که به همکاری فرزند برومند شان سید شکیب زیرک جمع آوری شده است
  5. کوچه باغ معرفت
ایشان چندین اثر دیگر را که درحین مریضی شان بادستان نحیف اما پرقدرت گردآوری می نمودند، متأسفانه عجل مهلت شان ندادتا تمام آرمانهای شانرا برآورده سازند، اما به همکاری فرزندان گرامی شان آماده چاپ نمودند مانند:
1.مجمع النوادر
2. مجمع الدرر
3.کلیات اشعار نادم
 4.غزلیات نادم
5.کتاب تاریخ بنام حصار های تسخیر‌ناپذیر
6. اصول زندگی
با تأسف حضرت نادم رحمت الله علیه به تاریخ    4قوس 1399  به عمر (78) سالگی جهان فانی را وداع وخاطرات نهایت خوشی را برای فامیل، اقارب، دوستان و همکاران شان بجا گذاشت. انالله و انا الیه راجعون.
 
زندگی نامه مختصر مرحوم سید محمد رفیق نادم رئیس بنیاد فرهنگی جهانداران غوری حوزه غرب